به گزارش“صبح رابر“؛ به نقل از زنان کویر ، هفته ی بسیج بهانه ای بود تا با پایگاهی به نام شهدا آشنا شویم. پایگاه کوچکی که همت بلندی دارد؛ از فرمانده گرفته تا تک تک اعضای حلقه هایش…

وقتی با فرمانده پایگاه تماس گرفتیم قرار بر این شد تا دیدارمان در خانه ای باشد که جهیزیه جمع آوری می شود؛ همان خانه ی پر از مهر فرمانده پایگاه شهدا…

بانویی که خود نیز خواهر شهید بود و در میان کلماتش دعا بر این داشت که خدا کند گام هایمان در مسیر درست که همان راه شهداست، باشد.

در ابتدای سخن از فعالیت های پایگاه پرسیدیم؛ فرمانده مهربان این پایگاه ، از کلاس های متعددی که در این پایگاه برگزار می شود سخن گفت،  از احکام و اصول دین گرفته تا تهدید های دین و فضای مجازی ، از آئین همسرداری تا آموزش هنرهای دستی و اصیل کرمانی از جمله آموزش پته.

 راستی در شرایطی که هنر اصیل کرمان به دست زنان افغان افتاده چه خوب که ؛ هستند مکان هایی تا در حفظ این هنر اصیل کرمانی قدم بر می دارند و به زنان و دخترکان کرمانی آموزش می دهند تا اصالتمان را حفظ کنیم؛ البته این اقدامات در همه ی پایگاه های بسیج انجام می شود ؛ کارهایی که همت های بلند را استوار گردانیده است.

رفتیم به سراغ ازدواج آسان و تهیه ی جهیزیه ؛ همان موضوعی که سبب شده بود تا این پایگاه سوژه مان شود .

خانم اسدی این گونه بیان داشت: حلقه های صالحین نقش بسیار مهمی در شناسایی نیازمندان و جمع آوری جهیزیه دارند. از طریق همین حلقه ها است که نیازمندان را شناسایی می کنیم و بعد از شناسایی و معرفی ؛ دو نفر از اعضای پایگاه برای اطمینان از حصول اطلاعات به تحقیق می پردازند و بعد از آن به دنبال تهیه ی احتیاجات و تامین جهیزیه می پردازیم.

جالب است بدانید که در این پایگاه دو ازدواج آسان در سال های ۹۱ و ۹۳ برگزار شده است؛ ازدواج هایی که هر یک از اعضای این پایگاه بسیج در برگزاری آن سهم داشتند.

برای ازدواج اول همسرم پیشنهاد داد تا در خانه مان برای این افراد مراسم ازدواجشان را برگزار کنیم. این زوج اوایل موافق نبودند اما بالاخره توانستیم موافقتشان را بگیریم،عروسی شان را در خانه مان برگزار کردیم . در حلقه ها بیان کردیم و به مسئولین کارت دعوت دادیم.

خدا رو شکر افراد خیر بسیاری پیدا شدند یادم است یک خانمی که دارای مزون عروس و سفره ی عقد بود گرانترین سفره ی عقدش را برای این دو زوج انداخت؛ سفره ای که قیمتش در سال ۹۱؛ هشتصد هزار تومان بود.

حتی وقتی متوجه شدیم که داماد کت و شلوار ندارد فرد خیر دیگری برایش کت و شلوار تهیه کرد و یا بسیجی دیگری حلقه ی ازدواج این زوج را تهیه کرد.

شب هم میهمانان هر یک مبلغی به این دو زوج هدیه کردند که با این پول ها مابقی جهیزیه ی عروس را تامین کردیم و با مقدار باقی مانده یک موتور برای داماد خریدیم تا وسیله ی ایاب ذهابی داشته باشند.

دومین ازدواج آسان در ۹۳/۳/۲۶ بود که آن را نیز باز به پیشنهاد همسرم ، در خانه مان برگزار کردیم .

در این ازدواج با شناخت و همت مردم توانستیم مراسم باشکوه تری برگزار کنیم و مردم نیز در برگزاری این عروسی و تهیه ی جهیزیه با آگاهی بیشتر کمک کردند. روز بعد پولی که  در شب ازدواج جمع شد را برای جهیزیه هزینه کردیم و در آن شب بانویی خانه اش را به مدت یک سال دراختیار این دو زوج قرار داد؛ جالب است بدانید که این دو زوج بسیجی نبودند ولی بعد از ازدواجشان بسیجی شدند.

بی شک این قدمهای استوار از همت های بلند است که شکل می گیرد و اکنون این بسیجیان هستند که گام هایشان را بلند بر می دارند ، براستی که نسبت به هیچ چیزی بی تفاوت نیستند از همسایه ی نیازمندشان گرفته تا هنر های فراموش شده ی اصیل شهر، از دین تا سیاست و همه لبیک گوی ولی زمانشان…

انتهای پیام/

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :