پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۱۲:۲۳:۰۲ - پنج شنبه ۶ تیر ۱۳۹۲
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
اهل بيت(ع) برترين الگوهاي زندگي
محمد احساني انسان طبعاً در جستجوي الگوهاي كامل و جامع است و همواره مي‌خواهد يك فرد ايده‌آلي را سرمشق زندگي خود قرار داده از عمل و رفتار او پيروي كند. چنين الگوي كامل و ايده‌آلي را نمي‌توان يافت مگر با مراجعه به قرآن و احاديث اسلامي، چه اين كه آن دو راهنماي بشرند. در آيات […]

محمد احساني

انسان طبعاً در جستجوي الگوهاي كامل و جامع است و همواره مي‌خواهد يك فرد ايده‌آلي را سرمشق زندگي خود قرار داده از عمل و رفتار او پيروي كند. چنين الگوي كامل و ايده‌آلي را نمي‌توان يافت مگر با مراجعه به قرآن و احاديث اسلامي، چه اين كه آن دو راهنماي بشرند. در آيات و روايات، برخي انبياي سلف، پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) آن حضرت به عنوان الگوهاي ايده‌آل زندگي فردي و اجتماعي انسان معرفي شده‌اند.

«لَقَدْ كَانَ  لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب/21)؛ شما را به حق در (خصلت‌ها و روش) پيامبر(ص) اسوه و سرمشق نيكو و پسنديده‌اي است. رسول خدا(ص) بهترين الگويي است كه مي‌توان در تمام جنبه‌هاي زندگي از روش و رفتار و گفتارش پيروي كرد؛ زيرا او در تمام ويژگي‌هاي انساني مقتداي خوبي براي مردم است. او به آن چه دستور مي‌داد قبل از هركس خود به آن عمل مي‌كرد و بدين جهت مصداق كامل «كونوا دعاة الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاتاً بالسنتكم»(1) قرا رگرفت، يعني با كردار و رفتارتان مردم را به حق دعوت كنيد نه فقط با زبان. چنان كه در اوايل بعثت مي‌فرمود: «صلّوا كما رأيتموني اصلي»(2) همان گونه كه من نماز مي‌گذارم شما نيز نماز گذاريد.

شخصيت رسول خدا(ص) يك الگوي هميشه زنده و جاويدي است كه در طول تاريخ يگانه رهبر و پيشواي همه بشريت، به ويژه مسلمانان بوده و اكنون نيز به عنوان يك اسوه حسنه و سرمشق ماندگار، فراتر از محدوديت‌هاي زمان و مكان مي‌درخشد. شخصيت او منحصر به زمان خاصي نبوده بلكه يك حقيقت هميشه زنده و جاوداني است كه براي هر نسلي مطابق با واقعيات زندگي آنها تبلور پيدا مي‌كند. سيره و رفتار آن حضرت در تمام شئون زندگي اعم از فردي و اجتماعي رهگشاي راهيان حق و حقيقت است. وجود پيامبر اكرم(ص) مانند اقيانوس بي‌كراني مي‌ماند كه مملؤ از خوبي‌ها و فضايل انساني است كه هركس مي‌تواند به اندازه استعداد و توان خود از آن منبع جوشان كمالات الهي توشه‌اي برگيرد.

اهل بيت پيامبر(ص) نيز مانند آن حضرت شعاع وجودي‌شان به قدري گسترده و فراگير است كه در ظرف زمان و مكان نمي‌گنجد و براي همه بشر تا انقراض عالم الگوهاي نيكو هستند. آري الگوپذيري از خاندان رسول خدا(ص) به دستور خدا و پيامبر(ص) واجب است، چون راه رسيدن به كمال و سعادت ابدي منحصر به محبت و پيروي از ايشان مي‌باشد. خداي متعالي خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «قُل لاَأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا المودّة في القربي» (شوره/23)؛ بگو من هيچ پاداشي از شما درخواست نمي‌كنم جز دوست داشتن نزديكانم. فخررازي مفسر بزرگ اهل سنت مي‌گويد: ترديدي نيست كه منظور از اقرباي پيامبر(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) هستند، چون آنها بيشترين و عميق‌ترين ارتباط را با رسول خدا(ص) داشتند و بيش از همه از بركات وجودي آن حضرت بهره‌مند بودند.(3)

روايات پيامبر اكرم(ص) نيز در باب محبت و دوستي اهل بيت(ع) در واقع مردم را به الگوگيري از ايشان دعوت مي‌كند و اين كه راه رسيدن به كمالات معنوي منحصر به آن است. بنابراين، بعد از رسول اكرم(ص) اهل بيت آن حضرت جامع‌ترين الگوهايي هستند كه در تمام ابعاد زندگي اعم از اعتقادي، اخلاقي، رفتاري، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و خانوادگي راهنما و هدايت‌گر جامعه مي‌باشند. لازم است در اينجا به برخي از جنبه‌هاي زندگي ايشان كه نقش هدايت‌گري اهل بيت(ع) در آن تجلي مي‌يابد اشاره كنم:

الف ـ  اعتقادي: آن چه در زندگي بشر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است مسائل اعتقادي و باورهاي ديني و مذهبي است؛ زيرا فكر و انديشه زير بناي شخصيت فرد را تشكيل مي‌دهد و تمام اعمال و رفتار وي براساس همان باورهاي قلبي او شكل مي‌گيرد. به عبارت ديگر رفتارهاي ظاهري انسان چيزي جز بازتابي از افكار دروني او نيست. اگر انديشه آدمي درست شكل گيرد ساير ابعاد زندگي او نيز تحت تأثير آن قرار مي‌گيرد و رفتارهايي كه از وي صادر مي‌شود هماهنگ با انديشه‌هاي او خواهد بود.

بسياري از نارسايي‌هاي اخلاقي و رفتاري بشر ناشي از باورهاي نادرست و ندانستن معارف ديني و مذهبي اوست. ضعف اعتقادي و جهل و ناداني نسبت به مسائل خداشناسي و زندگي دنيا و آخرت و ارتباط بين آن دو موجب انحراف عملي مي‌شود، به همين جهت انبياي الهي به مسائل اعتقادي بيش از هرچيز اهميت مي‌دادند و در قدم اول مي‌خواستند افكار مردم را درست كنند. پيامبر اسلام(ص) در روزهاي نخست دعوت‌شان مي‌فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»(4) اي مردم كلمه توحيد را به زبان بياوريد رستگار مي‌شويد. يعني انديشه‌هاي باطل شرك و بت پرستي را از اذهان خود بيرون ساخته و انديشه توحيد و خداپرستي را جايگزين سازيد.

بر اين اساس، لازم است انسان عقايدش را از يك منبع مطمئن و صحيح به دست آورد تا دچار انحراف عملي نگردد. راه درستي را كه قرآن كريم معرفي نموده لزوم اطاعت از پيامبر خدا(ص) و خاندان آن حضرت، در عرصه‌هاي مختلف فكري و رفتاري است.

«أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء/59).

از خدا و پيامبر(ص) و صاحبان امر پيروي كنيد.

بدين ترتيب، يكي از جنبه‌هاي مهم اهل بيت(ع) مرجعيت ديني آنان است و اين كه اصول صحيح دين را به مردم ارائه مي‌دهند. همه انديشمندان و صاحب نظران مسائل ديني و اعتقادي وظيفه دارند با استفاده از معارف اهل بيت(ع) ارزش‌هاي اسلامي را به جوانان عرضه نمايند. اگر علما و نظريه پردازان به وظيفه شان عمل كنند و انديشه اسلامي برخاسته از افكار اهل بيت(ع) را به نسل جوان امروز ارائه نمايند، در تربيت آنان نقش بسزا خواهد داشت.

ب ـ اخلاقي: از آيات و روايات چنين بر مي‌آيد كه مهم‌ترين هدف بعثت انبيا و انزال كتب آسماني تربيت انسان و تزكيه نفوس بوده است، چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (جمعه/2)؛ اوست آن خدايي كه در ميان مردم درس نخوانده پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند. تربيت مردم از نظر اخلاق و رفتار عمده وظيفه پيامبر بوده است و ايشان با استفاده از روش‌هاي مؤثر تربيتي مانند تلاوت آيات الهي، تعليم علم و دانش و بالا بردن سطح فكري آنان به هدايت همه جانبه جامعه پرداخت. خود آن حضرت نيز فرمود: «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»(5) من از  طرف خداوند برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را تتميم و تكميل نمايم.

هرچند انبياي سلف قبل از آمدن پيامبر خاتم(ص) شالوده مكارم اخلاق را پي‌ريزي كردند و به دستور خداوند اخلاق حسنه را به مردم آموختند و هركدام به نوبه خود به نتايجي هم رسيدند، ولي اين كار به كمال نهايي خود نرسيد، از اين رو پيامبر اسلام(ص) به عنوان آخرين فرستاده خدا مأموريت يافت تا مكارم اخلاق را تكميل كند و جامعه را به سوي كمالات معنوي سوق دهد. چه اين كه اخلاق كريمه مايه تعالي روحي و كمال معنوي انسان است.

آدمي در پرتو مكارم اخلاق از قيود خودخواهي و خودمداري رهايي يافته بر غرايز حيواني و تمايلات نفساني خويش چيره مي‌شود. از آنجا كه پيامبر اكرم(ص) خود مراتب عاليه كمالات انساني و اخلاقي را داشت، توانست در مدت بيست و سه سال دوره نبوتش از اقوام مختلف و مردم پراكنده جزيرة العرب ملت واحده بسازد. خداي متعال از اخلاق آن حضرت به نيكي ياد كرده مي‌فرمايد: «وَإِنَّكَ لَعَلَي خُلُقٍ عَظِيمٍ»­(قلم/5)؛ تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته‌اي هستي. جاذبه‌هاي معنوي و اخلاقي رسول خدا(ص) عامل مهمي در پيشرفت اسلام و وحدت جامعه اسلامي بود به گونه‌اي كه دشمنان سر سخت و سنك دل را تحت تأثير قرار داده و وادار به تسليم مي‌كرد. اعلام عفو عمومي پيامبر(ص) در روز فتح مكه و جاي امن قرار دادن خانه ابوسفيان نمونه‌هايي است از رفتار كريمانه آن حضرت كه بسياري از مشركان آن ديار را مجذوب خود ساخت.(6)

اهل بيت پيغمبر(ص) نيز همانند آن حضرت از اخلاق عظيم و شايسته‌اي برخوردار بودند كه رفتار و گفتار ايشان به عنوان چراغ هميشه روشن در جهت ترقي و پيشرفت جوامع بشري راهنماي جامعه است. پيامبر(ص) فرمود: «انّ مثل اهل بيتي في هذه الامة كمثل نجوم السماء»(7) همانا مثل اهلبيتم در اين امت همانند ستارگان آسمانند. همان گونه كه ستارگان آسمان داراي نوراند و در تاريكي‌هاي شب زمين را روشن مي‌كنند، اهل بيت پيغمبر(ص) نيز انوار الهي و هدايتگر مردمند. رفتار اهل بيت(ع) حتي با مخالفان به قدر محبّت‌آميز و كريمانه بود كه بر روح و روان فرد اثر مي‌گذاشت و او را منقلب مي‌ساخت. برخورد امام حسن مجتبي(ع) در مدينه با مرد شامي كه در اثر تبليغات حكومت شام حقد و كينه خاندان علي(ع) را در دل داشت و جسارتي نسبت به آن حضرت مرتكب شد، نشان دهنده اوج عظمت روحي و كمال اخلاقي آن حضرت است. آن مرد با مشاهده حلم و بردباري امام فوراً پشيمان شد و توبه كرد و از پيروان مخلص اهل بيت(ع) قرار گرفت.(8)

اهل بيت(ع) همه رفتارهاي خارق العاده داشتند و هركدام تجسّم عيني تقوا، فضيلت و مكارم اخلاق اسلامي بودند. تاريخ به خوبي نشان داده است كه تأسي از اخلاق و رفتار اهل بيت(ع) تضمين كننده خير دنيا و آخرت انسان خواهد بود.

ج ـ سياسي ـ اجتماعي: انسان موجودي است اجتماعي كه مي‌بايست براي تأمين نيازهاي مادي و جسمي خود، بايد در اجتماع زندگي كند. زندگي اجتماعي داراي شئونات مختلف است كه مهم‌ترين آنها سياست‌گذاري و امور مربوط به اداره جامعه است. طبعاً افكار و انديشه‌هاي ناهمگوني فراوان در بستر اجتماع شكل مي‌گيرد كه به زودي موجب بروز اختلاف گرايش‌ها در سطح جامعه شده و احياناً ناسازگاري‌هايي را در ميان اقشار مختلف مردم آشكار سازد. چه بسا اختلاف سليقه‌ها به پيدايش گروه‌هاي رقيب در سطح جامعه بينجامد كه ممكن است در عرصه‌هاي اجتماعي برخوردهاي فيزيكي حتي جنگ و خونريزي را پديد آورد. در چنين شرايطي نياز جامعه به يك رهبر آگاه و مدبر، بيش از هرچيز احساس مي‌شود تا ريشه‌هاي اختلاف را از بين برده و وحدت و يكدلي را جايگزين سازد.

از آن چه تاكنون درباره ويژگي‌هاي اهل بيت(ع) گفته شد به خوبي به دست مي‌آيد كه بعد از رسول خدا(ص) كامل‌ترين افرادي كه بتوانند جامعه را به كمال مادي و معنوي برسانند اهل بيت(ع) آن حضرت هستند و بدين جهت پيروي از ايشان ره گشاي بسياري از مشكلات فردي و اجتماعي مردم است. چون اهل بيت(ع) از تمام نقص‌ها و عيب‌ها منزه هستند و تبعيت از سيره و رفتار ايشان مايه وحدت، عزت و سربلندي جوامع اسلامي مي‌باشد. اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايد: «انظروا اهلبيت نبيكم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم»(9) به خاندان پيامبرتان بنگريد و همراه آنان باشيد به هر سمتي كه گام بر مي‌دارند شما هم به همان سمت گام برداريد؛ زيرا همراهي با اهل بيت(ع) سعادت و جدايي از ايشان هلاكت است. همچنين رسول خدا(ص) فرمود: «من احب أن يتمسك با العروة الوثقي فليتمسك بحب علي و اهلبيتي»؛ هركس بخواهد به «عروة‌ الوثقي» يعني دستگيره محكم و استوار دست بزند بايد علي(ع) و اهلبيتم را دوست بدارد(10) و از آنها تبعيت كنند، چه اين كه آنان «حبل الله» و حلقه‌هاي وصلي هستند بين خدا و بندگانش.

اهل بيت(ع) سياست گذاران واقعي هستند كه با الهام واز وحي و كلام پيامبر(ص) سياست توحيدي را ترسيم مي‌كنند. در توصيف ايشان آمده است: «قادة الامم وساسة العباد»؛ رهبران امت‌ها و سياست‌مداران بندگان خدا. معلوم است كه سياست در مكتب اهل بيت(ع) با سياست در جهان امروز متفاوت است و وجه اشتراك چنداني بين آنها وجود ندارد؛ زيرا سياست در سيره اهل بيت(ع) با ارزش‌هاي ديني و فضايل اخلاقي عجين است. به نظر ايشان سياست منهاي ديانت و اخلاق نمي‌تواند صلح و امنيت بياورد و جامعه را به سوي كمال هدايت كند. علي(ع) در سياست نامه مالك اشتر قبل از هرچيز او را به رعايت تقوا و اطاعت پروردگار دستور مي‌دهد: «امره بتقوي الله و ايثار طاعته و اتّباع ما امر به في كتابه»(10) او را به ترس از خدا فرمان مي‌دهد و اين كه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدّم دارد و آن چه در كتاب خدا آمده از واجبات و مستحبات انجام دهد.

اما سياست در جهان امروز اغلب آميخته با نيرنگ و شيطنت است كه اهل بيت(ع) از اين نوع سياست مبرا هستند. بدين ترتيب، دو روش متفاوت در سياست‌گذاري و اداره جامعه وجود دارند: يكي روش توحيدي كه شيوه انبيا بوده است، ديگري روش شيطاني كه شيوه ظالمان و قدرت طلبان دنيا مي‌باشد. اهل بيت(ع) به عنوان جانشينان انبيا سياست‌گذاراني هستند كه راه روشني را در گفتار و رفتار براي پيروانشان ترسيم كرده‌اند. اگر سياست مداران در امور سياسي و اجتماعي از خط و مشي اهل بيت(ع) بهره گيرند جامعه را به كمال واقعي آن رهنمون خواهند شد. به ويژه دستور العمل‌هاي سياسي الهي اميرالمؤمنين(ع) به مالك اشتر در اين زمينه بسيار ره‌گشاست و مي‌تواند براي دست اندركاران مسائل اجتماعي پشتوانه خوبي باشد. نامه امام علي(ع) به فرماندار مصر در حقيقت به منزله يك قانون اساسي مي‌ماند كه تمام زاويه‌هاي نظام اسلامي را به روشني ترسيم كرده است.(11)

د ـ اقتصادي

تأمين نيازهاي اقتصادي از ديگر شئون زندگي آدمي است. آيين مقدس اسلام ديني است كامل و فراگير، از اين رو به همه ابعاد زندگي انسان نظر دارد و دستورات لازم را در اين زمينه ارائه داده است. اسلام از يك طرف با اسراف و تبذير مبارزه مي‌كند و دستور مي‌دهد كه: «كلو و اشربوا ولاتسرفوا (اعراف/31) بخوريد و بياشاميد اسراف نكنيد، چون اسراف كنندگان اهل دوزخ‌اند: «انّ المسرفين هم اصحاب النار» (غافر/83). از طرف ديگر بخل و سخت‌گيري را هم ناروا مي‌‌داند: «و لايحسبنّ الذين يبخلون بماءاتاهم الله من فضله هو خير لهم بل هو شرّ لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة» (آل عمران/180). با كساني كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مي‌ورزند، هرگز تصور نكنند كه بخل براي آنان خوب است، بلكه براي آنان بد است و به زودي آنچه كه بدان بخل ورزيده‌اند روز قيامت به گردنشان آويخته مي‌شود. بنابراين، اسراف و بخل هر دو از نظر اسلام مذمومند و نبايد خانواده‌ها به تجمل گرايي و خرج‌هاي بي‌حساب و كتاب روي آورند و همچنين از سخت‌گيري‌هاي ناروا بايد اجتناب نمايند؛ بلكه راه ميانه و اعتدال را در استفاده از امكانات مادي و منابع خدادادي برگزينند.

اسلام در بخش اقتصادي نيز همانند ساير بخش‌هاي زندگي روش اعتدال و ميانه‌روي را توصيه مي‌كند و انسان را از هرگونه افراط و تفريط برحذر مي‌دارد؛ زيرا زياده‌روي در امور اقتصادي شيوه مترفين است كه مي‌خواهند زندگي دنيا را با عيش و نوش و خوش گذراني سپري كنند و نعمت‌هاي خدا را بي‌جا مصرف نمايند. در مقابل، صاحبان مال و ثروت قارون صفت كه جز ثروت اندوزي به چيزي نمي‌انديشند خود و خانواده را از نعمت‌‌هاي خدايي محروم ساخته به كارهاي ناپسندي نظير احتكار روي مي‌آورند. اهل بيت پيامبر(ص) كه راه اعتدال را پيموده در عمل نيز قبل از همه خود در گفتار و رفتار از ترويج كنندگان فرهنگ قناعت و صرفه‌جويي در جامعه بودند. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «من قنعت نفسه اعانته علي النزاهة و العفاف»(12) هركس نفسش را قانع سازد اين كار به طهارت روحي و عفت و پاكدامني او كمك مي‌كند. آدمي قانع در عين گرسنگي و برهنگي بي‌نياز از ديگران است.(13)

گذشته از گفتار، سيره و رفتار اهل بيت(ع) هم نشان دهنده دوري آنان از افراط و تفريط در مسائل اقتصادي است. زندگي پر افتخار هريك از امامان معصوم(ع) پر است از ايثار و انفاق در راه خدا و رسيدگي به يتيمان و محرومان به ويژه حضرت علي(ع) روزها با جديت كار مي‌كرد و هنگام غروب مزدشان را بين فقرا تقسيم مي‌نمود. گاهي در عين نياز شديد خانواده، آنچه در اختيار داشت به مستمندان مي‌داد. به هر صورت سيره اهل بيت(ع) الگوي شايسته‌اي است در امور اقتصادي و اداره زندگي و مي‌بايد خانواده‌ها از رفتار ايشان درس بگيرند. همان گونه كه امام علي(ع) به عثمان بن حنيف فرمود: «الا و ان لكل مأموم اماماً يقتدي به و يستضيء بنور علمه الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه»(14) آگاه باش هر پيروي را امامي است كه از او پيروي مي‌كند و از نور دانشش روشني مي‌گيرد؛ آگاه باش امام شما از دنياي خود به يك جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است.

ه‍ ـ خانوادگي

كانون گرم خانواده به عنوان كوچك‌ترين نهاد اجتماعي، بهترين فضايي است براي پرورش افراد متعهد و با فضل و كمال. همه مكاتب و اديان جهان اعم از الهي و مادي احترام خاصي نسبت به نهاد خانواده قايلند. هركدام از مكاتب به نوعي در تشكيل استحكام و پايداري نظام خانواده مي‌كوشد و راهكارهايي را در اين زمينه ارايه مي‌دهند. به ويژه مكتب حيات بخش و انسان ساز اسلام پيش از همه در اين مورد اهتمام مي‌ورزد. دستورات اسلام در مورد ازدواج، شرايط انتخاب همسر و دوري از هرگونه افراط و تفريط در تمامي مراحل ازدواج بيانگر توجه جدي اسلام به اين امر است. رسول خدا(ص) در مورد تشويق جوانان به ازدواج مي‌فرمايد: «من تزوّج فقد احرز نصف دينه»(15) هركس ازدواج كند نصف دينش را كامل و تثبيت كرده است. دليل اهميت دادن اسلام به تشكيل خانواده روشن است؛ زيرا مهم‌ترين هدف آيين اسلام تربيت انسان و تزكيه نفوس انسان‌هاست كه فضاي خانواده  مناسب‌ترين بستر براي انجام اين كار مي‌باشد. از اين رو، نظام تربيتي اسلام از همان آغاز علقه زوجيت راهنماي‌هايي لازم را در جهت شكل‌گيري درست نهاد خانواده ارائه داده است. اين اقدام اسلام براي ايجاد زمينه مساعد تربيتي است تا فضاي تربيت ديني و قرآني در محيط خانواده هرچه بهتر فراهم گردد.

پس از تشكيل خانواده و توليد فرزند كار تربيت شروع مي‌شود و وظايفي به عهده اعضاي خانواده به خصوص سرپرست آن قرار مي‌گيرد كه دستورات فراواني در اين باب در آيات و روايات وجود دارند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً» (تحريم/6)؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگهداريد. آيه كريمه مربوط به تربيت خانوادگي است و مسئوليتي را كه رئيس خانواده عهده‌دار است بيان مي‌دارد. سرپرست خانواده دو وظيفه مهم بر عهده دارد: يكي حفظ خويشتن از آتش سوزان آخرت، ديگري حفظ زيردستان. اين وظيفه به قدري عظيم است كه وقتي آيه كريمه نازل شد، مردي از مؤمنان نشست شروع به گريه كرد و گفت: من از نگهداري نفس خودم عاجز بودم، اينك مأمور نگهدار زن و فرزندم نيز شدم.(16) امام سجاد(ع) ضمن مناجات با خدا در تربيت فرزندانش طلب مدد مي‌كند: «و اعنّي علي تربيتهم و تأديبهم و برهم»(17) خداوند مرا در تربيت فرزندان و ادب آموختن به آنان و نيكوسازي اخلاق و رفتار ايشان كمك كن.

به راستي تربيت اولاد به ويژه در شرايط امروز كه تهاجم فرهنگي غرب زمينه انحراف فكري و عملي جوانان را بيش از هر زمان ديگر فراهم ساخته است، كاري است بسيار دشوار و مشكل. پخش انواع فيلم‌ها و سي‌دي‌هاي ضد اخلاقي، عكس‌هاي مبتذل و ترويج مدل‌هاي غربي در نوع لباس و چگونگي اصلاح موي سر و… همه در جهت اشاعه فرهنگ غرب و دور ساختن نسل جوان از ارزش‌هاي ديني و اسلامي است. آنچه در حفظ نونهالان جامعه از آسيب‌هاي اجتماعي مؤثر است مراقبت خانوادگي است. اگر پدر و مادر به وظايف خود عمل كنند مي‌توانند فرزندان‌شان را در برابر عوامل آفت زاي فرهنگي و اجتماعي بيمه نمايند. اين كار را مي‌توان با روش تقويت افكار و انديشه‌هاي اسلامي در محيط خانوادگي انجام داد، چون والدين قبل از هرچيز خود بايد تربيت شده باشند تا بتوانند افكار و انديشه‌هاي فرزندان را به درستي سامان دهند، و گرنه به طور ناخودآگاه به آفت‌هاي اخلاقي دامن خواهند زد. تقويت انديشه ديني در خانواده‌ها فقط با آموختن معارف اهل بيت(ع) و آشنايي كامل با سيره ايشان امكان پذير است.


 

پي‌نوشت‌ها

      

1. بحار، ج 5، ص 198.

2. بحار، ج 85، ص 179.

3. امام فخررازي، محمد، تفسير كبير، بيروت، دارالكتب العلمي، 1411ه‍.ق، ج 27، ص 142.

4. بحار الانوار، محمد باقر مجلسي.

5. شبّر، عبدالله، الاخلاق، ترجمه محمد رضا جباران، انتشارات هجرت، 1381، ص 34.

6. ر.ك. تفسير نمونه، ج 24، ص 377.

7. بحار، ج 23، ص 44.

8. عماد زاده، عمادالدين حسن، زندگاني امام حسن مجتبي(ع)، انتشارات اسوه، 1371، صص421-420.

9. نهج البلاغه، خطبه 97.

10. نهج البلاغه، نامه 53.

11. ر.ك. احساني، محمد، فصلنامه كوثر، شماره دهم، مقاله معيار و شرايط انتخاب كارگزاران در سيرة سياسي امام علي(ع)، صص107-129.

12. ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، 1375، ج 3، ص 2636، ح 17137.

13. همان.

14. نهج البلاغه، نامه 45.

15. كليني، محمد كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1350، ج5، ص 329.

16. ترجمه تفسير الميزان، 9/572.

17. فيض الاسلام، ترجمه و شرح: صحيفه سجاديه، بي‌جا، 1375ق، ص 170، دعاي 25.


تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب