بازدید فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه رابر از چند طرح اشتغالزایی در سطح شهرستان
جوابیه شهابی، مسئول جایگاه پمپبنزین، درباره علت صفهای طولانی سوخت
برگزاری نمایشگاه اقتصاد مقاومتی در رابر همزمان با روز مشاغل خانگی و تولیدات خانواده محور
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
اعتراف سارق حرفهای احشام به۴۰ رأس گوسفند سرقتی
از اشتغالزایی میلیاردى تا محرومیتزدایی در روستاها
دستگیری قاچاقچیان و کشف بیش از ۲۴ کیلو مواد مخدر
از علت حضور تا پای کار انقلاب بودن
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
«جنگ رمضان»؛ میدان تربیت نسل انقلابی
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
هلالاحمر رابر؛ حامی بیماران خاص
حضور ۲۸۰ دانشآموزان رابری در مراسم معنوی اعتکاف
به گزارش “ صبح رابر ” ربابه سلاجقه با ۷۲ سال سن از دو دختر معلولش پرستاری می کنند که در ادامه درد دل این مادر شهید را می خوانید :
شهید ارسلان سلاجقه پدرش سهراب و مادرش ربابه ، درسال ۱۳۳۹در روستای تذرج از توابع شهرستان رابر در خانواده ای مذهبی و زحمتکش بدنیا آمد در سن ۶سالگی به مدرسه رفت و دوران راهنمایی را در رابر سپری کرد سپس برای تحصیلات دبیرستان خود به بافت رفت و در رشته ریاضی فیزیک دبیرستان شریعتی دیپلم گرفت، وی فردی روشنفکر و مذهبی بود و با شروع اعتصابات مردمی و اعتراضات در دبیرستان خود سخنرانی کوبنده ای کرد و راهپیمایی ها را از دبیرستان شریعتی راه انداخت و سایر دبیرستانها نیز وارد این راهپیمایی ها شدند بدلیل همین روحیه اعتراض به رژیم مدت یک هفته در شهربانی بافت بازداشت شد، در سال ۶۱موفق شد وارد دانشکده افسری شود و سرانجام نیز در۲۶شهریور سال ۶۶در جبهه سومار در درگیری با دشمن بعثی به شهادت رسید. و در حدود ۷ سال مفقود بود .
مادر شهید می گوید:۳پسر و ۴ دختر دارم که شهید اولین فرزندم بود ، ۲۷ سال از زمان شهادت پسرم می گذرد ،۲۵ روز خبر شهادت فرزندم را بهم نگفتند و تا ۴۰ روز اصلاً نمی فهمیدم و باور نمی کردم ،فرزندم شهید شده، ارسلان ۱۱ ماه ازدواج کرده بود حتی یکسال نشده بود .
ربابه دو دختر به نام های اشرف متولد ۱۳۴۵ دارای معلولیت جسمی و پروین متولد ۱۳۵۳ عقب ماندگی ذهنی دارد .
که هر دو خواهران شهید ارسلان سلاجقه ۴۸ ساله و ۴۰ ساله می باشند که هم اکنون نزدیک دو سال و دو ماه حقوق این خواهران که وضعیت شان با افراد عادی فرق می کند قطع شده است .
مادر شهید می گوید : خودم از دو دخترانم مواظبت میکنم و گاهی هم دخترم پروین هم کمکم می کند .
اشرف خواهر شهید با حالت خنده می گوید : خواهرم پروین فقط گل و گلدان نقاشی می کند .
توران خواهر دیگر شهید ازدواج کرده و در کرمان زندگی می کند می گوید : اشرف اوایل ۶ قدم راه می رفت ، و بعد می افتاد زمین ولی الان نمی تواند راه برود ، مادرم هم کار خانه ، کشاورزی و پرستاری از خواهرانم می کند و من فقط می توانم روزهای تعطیلی بهشان سر بزنم،خدای نکرده اگر اتفاقی برای مادرم بیفتد ، نمی دانم سرنوشت خواهرانم چه می شود .
تلاش مسئولین در حمایت از خانواده های شهدا بر کسی پوشیده نیست ، امیدواریم مسئولین زیربط نگاهی ویژه به این مسئله داشته باشند .
تصاویری از خواهران شهید و مادر شهید که در ادامه مشاهد می کنید :




















