بازدید فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه رابر از چند طرح اشتغالزایی در سطح شهرستان
جوابیه شهابی، مسئول جایگاه پمپبنزین، درباره علت صفهای طولانی سوخت
برگزاری نمایشگاه اقتصاد مقاومتی در رابر همزمان با روز مشاغل خانگی و تولیدات خانواده محور
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
اعتراف سارق حرفهای احشام به۴۰ رأس گوسفند سرقتی
از اشتغالزایی میلیاردى تا محرومیتزدایی در روستاها
دستگیری قاچاقچیان و کشف بیش از ۲۴ کیلو مواد مخدر
از علت حضور تا پای کار انقلاب بودن
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
«جنگ رمضان»؛ میدان تربیت نسل انقلابی
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
هلالاحمر رابر؛ حامی بیماران خاص
حضور ۲۸۰ دانشآموزان رابری در مراسم معنوی اعتکاف
به گزارش ” صبح رابر” در قسمتی از خاطرات شهید احمد سلیمانی آمده است ،اعلامیه جامعه روحانیت کرمان بر تعطیلی تمام مغازه های کرمان ، روز دوشنبه ۲۴ مهرماه صادر شد ،آن روز مردم بمناسبت سوگواری برای شهدای میدان ژاله تهران ، در مسجد جامع تجمع کردند ساعت یازده بود ، سخنران بالای منبر رفت و مردم در کمال آرامش نشسته بودند که یکدفعه تعدادی کولی با حمایت مأموران مسلح پس از آتش زدن وسایل نقلیه ، به مردم بی دفاع داخل مسجد ، از درو بام مسجد با سنگ ، چوب و اسلحه حمله کردند ، مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند حتی به کودکان شیرخوار رحم نکردند .درها و شیشه های مسجد را شکستند و آتش زدند ، جنایت فجیهی را انجام دادند . بعد به مغازه ها حمله کردند . اموال مردم را غارت کردند ، دل هر آزارده ای به درد آمد ، به هر طریقی بود خودمان را به طرف در کشاندیم ، یکی از چماق به دست ها رسید نزدیکمان ، محکم زد توی سرم و گفت : بگو جاوید شاه ؟ من گفتم جاوید شاه ! دوستم که ازدور شاهد ماجرا بود ، گفت : کدام شاه ؟ گفتم : شاه نجف خمینی ! چماق بدست داد زد ، بگیرید پدر سوخته ها را . چماق به دستها افتادند دنمالمان . داد می زدند بگیریدشان این خمینی پرست ها را ! بچه ها داخل کوچه های اطراف مسجد رفتند و فرار کردند . من و قاسم هم فرار کردیم . رسیدیم به کوچه ای که چند پسر بچه داشتند بازی می کردند ، ما هم همراه آنها سرگرم بازی شدیم .چماق به دست ها متوجه ما نشدند و دست از پا درازتر رفتند .
شهید احمد سلیمانی مادرش صغری و پدرش محمد ، در یکی از روزهای سال ۱۳۳۶ در روستای زردآلوئیه از توابع رابر به دنیا آمد وتحصیلات ابتدایی را در زادگاه و رابر گذراند و در نوجوانی برای کار و تحصیل راهی کرمان شد ، درکرمان وارد جلسات مذهبی و با روحانیون مبارز آشنا شد ، به طوری که در سال ۵۷ یکی از برگزار کنندگان اولین راهپیمایی در کرمان بود در کردستان با تمام قدرت در مقابل ضد انقلاب جنگید و با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه ها شد چندین بار در عملیات ها مجروح شد ، اما عشق به جبهه ، و را از این مسیر دور نکرد
احمد با مسئولیتهای معاون اطلاعات و عملیات و جانشین ستاد لشکر ۴۱ ثارالله در کنار رزمندگان حماسه های زیادی را آفرید .
سرانجام در مهر سال ۶۳ در ارتفاعات میممک ، روی بلند ترین قله این ارتفاعات روحش آسمانی شد .









