پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۱۶:۰۰:۴۹ - چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
مروری بر زندگی تنها شهید طلبه شهر رابر
شهید طلبه علی یوسفی ، سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی مدت‌ها در منطقه برجا ماند وپس‌ از تفحص‌ سال ۱۳۶۶، در زادگاهش رابر به خاک سپرده شد.

به گزارش”صبح رابر“؛ شهید طلبه علی یوسفی ، سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی مدت‌ها در منطقه برجا ماند وپس‌ از تفحص‌ سال ۱۳۶۶، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

IMG_1326

آری پیروی از محبوب ، محبوبیت می آورد

وی در بخشی از وصیت نامه خود آورده است: به درستی نمازم و زنده ماندنم برای خدای سبحان است این در واقع نهایت اخلاص را می رساند .

عقل عملی دارای شئون و آثاری مثل اراده و اخلاص است . در این عقل همان نوری است که وسیله شناخت و پرسش خدا در نهایت بهشتی شدن انسان می شود .

هرگاه این نور بدون هیچ مانعی و خسوفی تابش داشت ، حالت ایمان و اخلاص ایجاد می شود و هرگاه این عقل به سبب پیروزی از هوای نفس ، مکسوف و پوشیده شد ، حالت کند وریا پیدا می شود.

پس مخلص عقل است و کسی که عقل نیست ،مخلص نخواهد بود ؛ در نتیجه ریا می کند چنان که عاقل ، ریا کننده نیست و ریاکار عاقل نخواهد بود .

از پیامبر معنای اخلاص را پرسیدم حضرت فرمود : من از جبرئیل و او از خدا سوال کرد ، خدای سبحان فرمود : اخلاص سری است که در دل محبوب خود قرار می دهم .

بنده سالک وقتی دوست دار خدای سبحان شد ، تابع و پیرو چیزی است که بر زبان دوست وحبیب خدا نازل شود وآن کسی نیست جز وجود اقدس رسول اکرم «ص» پیروی او سبب محبوبیت خدای تعالی می شود . آری پیروی از محبوب ، محبوبیت می آورد ، چنان که خدای سبحان می فرماید : قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله   آل عمران / ۳۱

پس اخلاص که اساس در نیت است . حکمتی ملکوتی دارد که کسی جز محبوب خدا به آن نمی رسد ، وکسی را خدا دوست ندارد ، مگر آن که نوافل و فرائض را انجام دهد .

بدین ترتیب اخلاص داشتن یعنی انسانی که دارای هوای نفسانی است و می تواند غیر خدا را در دل جای دهد ، ولیکن فقط وفقط خدا را در نظر داشته باشد ، و دینش را برای خدا پاک و خالص می گرداند و کلیه اعمالش را به خاطر رضای خدا و نزدیکی به او انجام دهد .

اخلاص ، معیار ارزش عبادت ، مقامی از مقامات مقربان الهی و هدف دین است . هرکس آن را یافت ، موهبتی الهی نصیبش گشته که به وسیله آن به مقامات بزرگی خواهد رسید .

شهید علی یوسفی ۲۲ مرداد ۱۳۴۸، در خانواده زحمت کش و مذهبی شهرستان رابر زاده‌شد. پدرش عباس ومادرش ساره نام داشت. وی پیش از انقلاب خیلی علاقه به امام داشت و بعد از انقلاب در ارگان های سپاه و بسیج شرکت می کرد . دوره راهنمایی را در مدرسه بهشتی رابر به پایان رسانید و بعد از آن به حوزه علمیه «سجادیه» بافت نزد استاد خود حجت الااسلام حسن زاده رفت . بعد از یکی دو ماه که درس خواند جنگ را مقدم بر درس دانست . اما به خاطر سن کمش امکان پذیر نبود که به جبهه بروند. به همین خاطر شناسنامه اش را دست کاری کرد که او را به جبهه ببرند در دوسالی که آن جا بود یک بار به جبهه رفت و در عملیات خیبر شرکت کرد . بعد از آن جهت ادامه تحصیلات خود به قم رفت و مشغول به تحصیل شد .

شهید علی یوسفی احترام خاصی به پدر و مادر خود داشت و اهل مطالعه و درس خواندن بود در کلاس احکام و عقیدتی که برگزار می شد شرکت می کرد، به نماز جماعت خیلی اهمیت می داد وبه دعای کمیل و توسل خیلی معتقد بود حتی در آن زمان هم  که به سن تکلیف نرسیده بود نماز شب می خواند .

علی از نیروهایی بود که قبل از عملیات او را با تلفن خبر می کردند و ایشان خودشان را از قم به منطقه عملیاتی می رساند . تا این که سر انجام در عملیات کربلای ۵ روز ۲۰دی ۶۵ در منطقه شلمچه به عنوان پیک گردان ۳۲۱ علی بن ابی طالب (ع) لشکر ۴۱ ثارالله در کانال ماهی به درجه شهادت نائل آمد اما پیکر وی مدت‌ها در منطقه برجا ماند و بعد ازگذشت  ۹ ماه و ۱۶ روز درمهرماه سال ۶۵ به شهرش رابر برگردانده شد و در گلزار شهدا به خاک سپرده شد .

«خاطراتی از زبان  همرزمان شهید علی یوسفی»

شهید علی یوسفی شروع کلاس ها  را با حدیث  آغاز می کرد

غلام رضا بلوچی  یکی از دوستان و همرزم شهید بود که می گفت : توی تمام کلاس های آموزش که در روستا برگزار می شد مرسوم بود که علی قبل از شروع کلاس ها یک حدیثی می خواند و کلاس را با حدیث آغاز می کرد . علی  دربین بچه ها محبوبیت خاصی داشت .

شهید علی یوسفی  خورد کردن  دشمن  را خوب شهید شدن دانست  

خداداد مارانی  همرزم شهید علی یوسفی  می گفت : آدم وقتی می خواهد کار کند بایدخوب انجام بدهد ما اگر می خواهیم سرباز خوبی برای اسلام باشیم باید آن نظمی را که در وجود یک سرباز هست  رعایت کرد. شهید می گفت ما اگر قرار است شهید شویم خوب شهید شویم ، خوب زندگی کردن و خوب ماندن و خوب شهید شدن این ها همه شان یک فلسفه خاصی دارد. که خودش نظرش این بود که من اگر شهید می شوم ،طوری شهید شوم که کار راخاتمه بدهم و هرچه در توان دارم بیرون بریزم آن وقت اگر شهید شدم مساله ای نیست ولی اگر عملیات که هنوز تازه شروع شده یک گلوله بخورم من این را شهادت مردانه نمی دانم ، درست است که مردانه است اما پنجه در پنجه دشمن انداخت و او را خورد کرد بعد اگر شهید شد باشد.

برکتی که شهید علی یوسفی از دائم وضو بودن خود گرفت

DSC07027

مادر شهید  علی یوسفی از دائم الوضو بودن  شهید می گوید : جسد علی را بعد از ۹ ماه ۱۶ روز به ما تحویل دادند همانجا که شهید شده بود جا مانده بود امابعد از این مدت جسدش صحیح و سالم بود فقط باد وباران که آمده بود روی جسدش را گرفته بود . اصلاً بدنش یک ذره هم نپوسیده بود هنوز کلاهش روی سرش بود موهاش شانه کرده ، انگار که همین الان شهید شده ، علی دائم الوضو بود ، می گفت : کسانی که دائم الوضو هستند جسدشان پوسیده نمی شود. هر کجا می رفت وضو می گرفت .اگر میخواست ۱۰ بار بلند شود هر ۱۰بار وضو می گرفت اگر هوا سرد بود می گفتم اینقدر وضو نگیر. می گفت وضو گرفتن یک برکاتی دارد که خدا به آدم می دهد که فردای قیامت به درد آدم می خورد .

سجده نماز آخر شهید یوسفی ۱۵ دقیقه طول کشید

محمد مارانی همرزم شهید یوسفی می گفت :  شب عملیات بود علی شاید سجده آخرش را بعد از سلام حدود ۱۵ دقیقه طول داد . بچه ها به شوخی به او زدند گفتند : مگر چه خبرت است ، خوب بقیه هم می خواهند نماز بخوانند (چون سنگر کوچک بود بیش از چند نفر نمی شد آن جا نمازبخواند) مگر چه داری با خدا صحبت می کنی علی سر از سجده برداشت با چشم هایی اشک آلود بانگاهی خیلی متینی گفت : شاید این آخرین نمازم باشد .

شهید علی یوسفی همیشه جلو حرکت می کرد

سعیدی فرمانده گردان بودایشان می گفت در عملیات علی همیشه جلوی من حرکت می کرد من که علی را خیلی دوستش داشتم به او گفتم جلوی من حرکت نکن ممکن است اتفاقی برایت بیفتد  شهید قبول نمی کرد و می گفت تو فرمانده یک گردانی و من بسیجی ساده من جلو می روم که اگر قرار باشد ترکشی بیاید اول به من بخورد.

وصیت نامه شهید «علی یوسفی»

اشهدا ان لا اله الاالله واشهد ان محمد عبده ورسول الله و اشهدان علیا ولی الله

حمد وسپاس خدای سبحان ایزد منان خالق ، رحمان ، هستی بخش جهانیان ، اوست مقلب القلوب والاابصار و سلام علیا ، برعصاره و جود عالم امکان بقه الله فی الارضین صاحب الارض و الزمان ان صلواتی ونسکی و مهیایی ومماتی رب العالمین .

به درستی نمازم و زنده ماندنم برای خدای سبحان است .

ای امت حزب الله چنان کنید که خدای سبحان از شما راضی باشد رضای خدا در این است که کوله بارت را ببندی دست در دست ساربان که نوای کاروان عشق را از جنوب ومغرب از خوزستان و کردستان به گوش می رسد دوباره به خوان ندای دلتنگی به کربلا  که هوای کربلا ، داشتن عزت است و حسینی زیستن سیادت و سرباز خمینی بودن سعادت .

برخیزای فرزند رشید برخیز به شور کربلا همانا کربلاو بیعت با حسین «ع» بیعت با امام است ، خیمه های سوخته اش را بنگر ، علی اکبرش را دریاب ، فریاد مظلومیت علی اصغرش را به گوش بشریت برسان . خطبه های زینب را به یاد آور . همدوش عباس و همگام عباس دلاور بر سپاه کفر بتاز .

بار خدایا خودت شاهد باش که فقط برای و به خاطر تو حرکت کردم . معبودا ، خالق این حرکت را از بنده حقیر و ضعیف قبول کن ، معشوقا نیرویی به من عطا فرما که همگام عباس دلاور بر سپاه کفر بشورم . معبودا مرا همچون حسین تشنه لب به سوی کربلا شتابیدن ده .معشوقا گواه و شاهد باش از دنیا و علائق مادی به خاطر تو بریده ام . هر زمان گریستید به یاد علی اکبر حسین «ع» و مصائب کربلا گریه کنید . مادر جان در مرگم نگویی جوان ناکامم بلکه من به بزرگترین آرزویم یعنی شهادت رسیده ام .

انتهای پیام /

سجام