وعدهآبی که روی کاغذ باقی مانده است
صداپیچ «خطرناک » حادثه ننیز چشمانتظار تدبیر مسئولان
رابر در سوگ علمدارکربلا
گلایه اهالی روستای باغمیری از نبود راه مناسب و کمبود امکانات
ارسال ۲۰۰۰ باکس آب معدنی به خلیج فارس
رزمایش پدافند تداوم کارکرد نانواییهای در رابر
۳۲ کیلومتر از محورهای مواصلاتی بافت، رابر و ارزوئیه به مناقصه میرود
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
به گزارش “صبح رابر”؛ به نقل از شبکه اطلاع رسانی آرمان کرمان ؛ داستان این بار خانه خشتی حکایت از ارادت به ساحت مقدس آقا اباعبدالله الحسین(ع) دارد ، حکایت خانمی ۴۰ ساله در روستای دره در رفسنجان که روزگار خود ، همسر و دو دخترش را با قالی بافی میگذراند.
آنچه که فاطمه خانم را سوژه گزارش ما قرار داده است ارادت این خانم به حریم اهل بیت(ع) به ویژه ابا عبدالله الحسین(ع) است.
فاطمه با وجود بیماری اش نذر کرده تا به کمک دو دخترش سه قالی ببافد که اگر کسی انها را به کربلا برد این قالی ها را در حرم پهن کند.

حتی چند مورد هم برای خرید قالی ها مراجعه کردند اما فاطمه با همه ی نداریش و به خاطر نذری که کرده انها را نفروخته است.
فاطمه خانم سالها قبل به خاطر بیماری اش نذر می کند که تا سه قالی ایرانی ببافد و انها را در حرم های مطهر امام علی(ع)، امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) پهن کند.
در این راه همسرش نیز به او کمک می کند.

اکنون این خانم آنقدر ناتوان شده است که نمی تواند به راحتی حرکت کند و بیشتر از چهار سال است که به صورت چهار دست و پا حرکت می کند و با بیماری های مختلفی دست و پا می زند.
فاطمه می گوید : من از بچگی عاشق اهل بیت بودم وقتی دیدم در حرم ایشان قالی ایرانی نیست نیت کردم که قالی ببافم و اسم خودم را هم بر روی قالی ببافم.
فاطمه عقیده دارد که خرج زندگی اش را ائمه(ع) کمک می کنند و حواله زندگی دخترانش را می دهند .
الان این قالی ها با وجود آنکه تنها یک متر از انها بافته شده است را به قیمت نزدیک به چهار میلیون و پانصد تومان می توان فروخت اما فاطمه می گوید: اگرتمام دنیا را به من بدهند این قالی ها را نمی فروشم.

از او پرسیدیم چرا شما که نیاز مند هستید و می توانید از فروش این قالی ها هزینه درمانتان را در بیاورید این کار را انجام نمی دهید پاسخ می دهد: از امام حسین(ع) می خواهم شفایم دهد و ان دنیا به فریادم برسد ؛ خداوند روزی بندگانش را روز تا روز می دهد کار دست اوست.
سوی چشمان فاطمه به خاطر بیماری اش کم شده ، فلج است و مشکل کلیه دارد اما باز هم خداوند را شاکر است و می گوید: امام حسین اگر بخواهد من را شفا دهد، نظر کردن ائمه در یک چشم بر هم زدن است اما مشیت خداوند این است که من بیمار باشم .
و جمله پایانی فاطمه خانم این بود: زندگیم را داده ام به دست آقا امام حسین(ع) و ایشان خودشان کار من را درست می کنند.
نکته جالب این گفت و گو این بود که فاطمه با همه دردهای زندگی اش تنها درخواستش این بود که یک ویلچر داشته باشد تا راحتتر به امور زندگی اش برسد.
گفت و گو از امیر قنبری









