پاسخ دولت به گلایه بیماران کاشت حلزون
ضرورت تعیین تکلیف خودروها و موتورسیکلتهای رسوبی در رابر
نامنویسی ۱۰۲ هزار زائر کرمانی در سامانه سماح
ضربه ۹ تنی پلیس کرمان، به قاچاقچیان موادمخدر
ساماندهی فروشگاههای کالابرگ الکترونیکی
دستور ویژه معاون وزیر راه برای حل مسائل زمین و مسکن بافت، رابر و ارزوئیه
وعدهآبی که روی کاغذ باقی مانده است
صداپیچ «خطرناک » حادثه ننیز چشمانتظار تدبیر مسئولان
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
به گزارش صبح رابر ، سخنی از برادر شهید عبدالکریم عبدال زاده را در این یادداشت میخوانید:
از خانه که حرکت کردیم همه خواهران و برادران گریه میکردند که بیایند اما نمیشد، پس خواهش و التماس کردند که حتما کریم را با خودتان بیاورید به همین خاطر بلیط برگشتمان برای صبح سه شنبه و قرار بود جسد شهید را هم با خود ببریم، آمدیم کرمان و مصمم بر بردن شهیدمان بودیم، آمدیم رابر و هنوز هم همان تصمیم قبلی، اما وقتی نزدیک هنزاء رسیدیم کم کم فکرمان عوض شد، وارد هنزاء که شدیم کلا فراموش کردیم وقتی این شور و شوق و محبت مردم را دیدیم دیگر خجالت کشیدیم که حرفی از بردن شهید ببریم اما هنوز منتظر تصمیم پدر بودیم، برادرم زنگ زد که چکار کردید؟ رسیدید؟ کریم را می آورید؟ گفتم برادر من خجالت میکشم که به مردم بگویم که میخواهم شهیدمان را ببریم، برادرم گفت یعنی چی خب بروید و با مسئولان و بزرگانشان صحبت کنید، گفتم برادر تو که اینجا نیستید بدانی چه خبر است، بعد از صحبت با برادرم بود که پدرم بدون مقدمه گفت، کریم همینجا میماند، گفتم پدر جان مطمئنی؟ درست فکر کن، پدرم گفت نه مطمئنم؛ کریم همینجا می ماند خوب جایی است، همین شد که رفت و به مردم هم گفت و کریم ماند و گفت شما مردم دیار کریمان هستید کریم من را هم کریم بدارید.
انتهای پیام /






