بازدید فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه رابر از چند طرح اشتغالزایی در سطح شهرستان
جوابیه شهابی، مسئول جایگاه پمپبنزین، درباره علت صفهای طولانی سوخت
برگزاری نمایشگاه اقتصاد مقاومتی در رابر همزمان با روز مشاغل خانگی و تولیدات خانواده محور
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
اعتراف سارق حرفهای احشام به۴۰ رأس گوسفند سرقتی
از اشتغالزایی میلیاردى تا محرومیتزدایی در روستاها
دستگیری قاچاقچیان و کشف بیش از ۲۴ کیلو مواد مخدر
از علت حضور تا پای کار انقلاب بودن
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
«جنگ رمضان»؛ میدان تربیت نسل انقلابی
معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد
هلالاحمر رابر؛ حامی بیماران خاص
حضور ۲۸۰ دانشآموزان رابری در مراسم معنوی اعتکاف
به گزارش صبح رابر ، سخنی از برادر شهید عبدالکریم عبدال زاده را در این یادداشت میخوانید:
از خانه که حرکت کردیم همه خواهران و برادران گریه میکردند که بیایند اما نمیشد، پس خواهش و التماس کردند که حتما کریم را با خودتان بیاورید به همین خاطر بلیط برگشتمان برای صبح سه شنبه و قرار بود جسد شهید را هم با خود ببریم، آمدیم کرمان و مصمم بر بردن شهیدمان بودیم، آمدیم رابر و هنوز هم همان تصمیم قبلی، اما وقتی نزدیک هنزاء رسیدیم کم کم فکرمان عوض شد، وارد هنزاء که شدیم کلا فراموش کردیم وقتی این شور و شوق و محبت مردم را دیدیم دیگر خجالت کشیدیم که حرفی از بردن شهید ببریم اما هنوز منتظر تصمیم پدر بودیم، برادرم زنگ زد که چکار کردید؟ رسیدید؟ کریم را می آورید؟ گفتم برادر من خجالت میکشم که به مردم بگویم که میخواهم شهیدمان را ببریم، برادرم گفت یعنی چی خب بروید و با مسئولان و بزرگانشان صحبت کنید، گفتم برادر تو که اینجا نیستید بدانی چه خبر است، بعد از صحبت با برادرم بود که پدرم بدون مقدمه گفت، کریم همینجا میماند، گفتم پدر جان مطمئنی؟ درست فکر کن، پدرم گفت نه مطمئنم؛ کریم همینجا می ماند خوب جایی است، همین شد که رفت و به مردم هم گفت و کریم ماند و گفت شما مردم دیار کریمان هستید کریم من را هم کریم بدارید.
انتهای پیام /









