وعدهآبی که روی کاغذ باقی مانده است
صداپیچ «خطرناک » حادثه ننیز چشمانتظار تدبیر مسئولان
رابر در سوگ علمدارکربلا
گلایه اهالی روستای باغمیری از نبود راه مناسب و کمبود امکانات
ارسال ۲۰۰۰ باکس آب معدنی به خلیج فارس
رزمایش پدافند تداوم کارکرد نانواییهای در رابر
۳۲ کیلومتر از محورهای مواصلاتی بافت، رابر و ارزوئیه به مناقصه میرود
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «صبح رابر»؛ سمیه سلیمانی به بهانه هفته حجاب و عفاف در یادداشت خود نوشت؛ در جهان پرشتاب کنونی که مرزهای میان «حریم خصوصی» و «فضای عمومی» در غبارِ بمباران اطلاعاتی و هنجارهای رسانهای رنگ باخته است، بازخوانی مفاهیم بنیادینی همچون «حجاب» نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ کیان خانواده و کرامت انسانی است. حجاب، در خوانش دقیق و جامعهشناختی خود، فراتر از یک پوشش ظاهری، به مثابهی یک «سپر دفاعی» در برابر موجِ کالاییسازی انسان در عصر مصرفگرایی است.
تقابل با بحران «نگاه ابزاری»
امروزه بخش بزرگی از فرهنگِ جهانیِ القا شده توسط شبکههای اجتماعی، بر پایه «دیده شدن» استوار است. در این پارادایم، زیبایی، جوانی و ظاهر، به کالا تبدیل شدهاند و انسان—بهویژه زن—در معرض قضاوتهای لحظهای و سطحی قرار میگیرد. در چنین فضای غبارآلودی، حجاب بیش از آنکه محدودیت باشد، یک «بیانیه قدرت» است؛ بیانیهای که میگوید: «من فراتر از ویترینی هستم که بازار برای من چیده است.»
حجاب در این معنا، حرکتی آگاهانه برای خروج از چرخهی «کالا شدن» است. وقتی فرد با پوششی آگاهانه در اجتماع حاضر میشود، در واقع به جامعه فرمان میدهد که به جای ظاهر او، بر هوش، اندیشه، تخصص و منشِ او تمرکز کند. حجاب، راه را بر نگاههای تقلیلگرایانهای که انسان را تنها در ابعاد جسمانیاش خلاصه میکنند، میبندد و هویت انسانی را به جایگاه شایسته و اصیل خود بازمیگرداند.
حجاب، زیربنای امنیت پایدار اجتماعی
امنیت اجتماعی، مفهومی نیست که تنها با ابزارهای قهری یا قانونی به دست آید؛ امنیت واقعی، محصولِ فرهنگِ زیستجمعی است. حجاب، با ترسیم مرزهای رفتاری و اخلاقی، به کاهش التهابات رفتاری در فضای عمومی کمک میکند. زمانی که حریمهای عفاف در جامعه رعایت شود، تعاملات میان افراد از دایره «هیجانهای آنی و غریزی» خارج شده و به مدار «احترام و مشارکتهای اجتماعی» وارد میشود.
جامعهای که در آن پوشش، وقار و حیا به عنوان ارزش شناخته میشود، انرژیِ افراد را از هدر رفتن در حاشیههای ظاهری به سمت توسعه و پیشرفت سوق میدهد. این موضوع نه به معنای حذف زیبایی، بلکه به معنای «هدفمند کردن انرژیهای جامعه» است. وقتی حریمها حفظ شوند، امنیت روانی بهویژه برای زنان و دختران افزایش یافته و زمینهی حضور فعال، بیدغدغه و خلاقانه آنها در عرصههای علمی، فرهنگی و مدیریتی فراهم میگردد.
استحکام نهاد خانواده در سایه عفاف
خانواده، کوچکترین و در عین حال حیاتیترین واحد تشکیلدهندهی اجتماع است. سلامتِ جامعه، بدون سلامتِ خانواده معنا ندارد. فرهنگ حجاب و عفاف، نقشی کلیدی در حفظ «صمیمیت و انحصار عاطفی» در میان زوجین ایفا میکند. در فضایی که نگاهها و جاذبهها مدیریت شده و در چارچوب خانواده تعریف میشوند، پیوند میان زن و شوهر به جای لرزشهای ناشی از تنوعطلبیهای بصری، با اعتماد و وفاداری گره میخورد. حجاب، محافظِ باغِ عاطفی خانواده است و آن را از گزند بادهای مسمومِ روابط سطحی و زودگذر مصون میدارد.
مسئولیت همگانی؛ فراتر از جنسیت
یکی از خطاهای تحلیلی، محدود دانستن بحث حجاب به زنان است. حجاب، بخشی از یک منظومه کاملتر به نام «عفاف» است که شامل گفتار، رفتار و نگاهِ همهی اعضای جامعه، اعم از مردان و زنان میشود. اگر از ضرورت حجاب سخن میگوییم، به موازات آن باید از «غیرت ورزیِ اخلاقی» مردان، کنترلِ نگاه، و رعایتِ ادب در مراودات اجتماعی نیز سخن بگوییم. این یک پیمانِ اجتماعیِ دوطرفه است؛ پیمانی که در آن، همهی اعضا متعهد میشوند برای ساختن فضایی که در آن «انسان، محترم است» تلاش کنند.
سخن پایانی
حجاب در جامعه امروزی، پاسخی به پوچیِ ناشی از مدرنیتهی بیبنیاد است. این پوشش، نمادی از تمدن، عقلانیت و قدرتِ اراده است. نباید اجازه داد که حجاب، درگیر منازعات سیاسی یا کلیشههای سطحی شود. حجاب، مسئلهی «کرامت» است؛ کرامتِ انسانی که در بندِ نگاههای ابزاری نیست.
برای ما که در مسیر ساختن ایرانی آباد و اخلاقمدار گام برمیداریم، ترویج فرهنگ حجاب، نه یک اجبار اداری، بلکه یک رسالتِ فرهنگیِ عمیق است. جامعهای که حیا و وقار را در آغوش بگیرد، جامعهای است که در آن «شخصیت» بیش از «ظاهر» خریدار دارد؛ و این، دقیقاً همان چیزی است که دنیای امروز برای نجات از بحرانهای اخلاقی خود، به آن نیازمند است.
انتهای یادداشت/









