وعدهآبی که روی کاغذ باقی مانده است
صداپیچ «خطرناک » حادثه ننیز چشمانتظار تدبیر مسئولان
رابر در سوگ علمدارکربلا
گلایه اهالی روستای باغمیری از نبود راه مناسب و کمبود امکانات
ارسال ۲۰۰۰ باکس آب معدنی به خلیج فارس
رزمایش پدافند تداوم کارکرد نانواییهای در رابر
۳۲ کیلومتر از محورهای مواصلاتی بافت، رابر و ارزوئیه به مناقصه میرود
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
به گزارش”صبح رابر”حجت در دی ماه سال ۶۱ ازدواج می کند. یکی از همرزمانش خاطره ای از این دوران و انتخاب شهید دارند: وقتی این شهید عزیز می خواستند ازدواج بکنند، از خانواده ای خواستگاری کردند که آنها شرط کرده بودند اگر این وصلت صورت بگیرد، نباید حجت به جبهه برود. شهید فتوره چی چون دیده بودند که آنها بر شرط خود اصرار دارند با وجود علاقه ای که برای وصلت با آن خانواده داشت، از آن صرف نظر می کند. بعد هم با یک خانواده دیگر وصلت کردند و به همسرشان می گویند من شما را به جبهه خواهم برد. همسر ایشان از دوران کوتاهی که با هم بودند این گونه یاد می کند: “من و حجت در دی ماه ۶۱ با هم ازدواج کردیم. دو ماه و نیم بعد از ازدواجمان به جبهه رفتیم. در اوقات فراعت جبهه، مرا به مناطق مسکونی منهدم شده می برد و شرح چگونگی آزاد کردن آنها را بیان می کرد. یک روز برای آزمودنش به وی گفتم: به شهر خودمان برگردیم و مدتی آنجا بمانیم. او با لبخند جواب داد: اگر ناراحتی برویم. ولی می دانی که نمی توانیم پاسخگوی شهیدانمان در روز قیامت باشیم. او می گفت همسرم همیشه سعی کن حتی خانه داری و آشپزی و امثال این کارها را نیز برای رضای خدا و با نیت الهی انجام دهی. این گونه فکر نکن که کارها را صرفا برای رضایت شوهرم می کنم. نه کارها باید برای رضای خدا خالص باشد.
منبع :پایگاه اطلاع رسانی” بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت









