وعدهآبی که روی کاغذ باقی مانده است
صداپیچ «خطرناک » حادثه ننیز چشمانتظار تدبیر مسئولان
رابر در سوگ علمدارکربلا
گلایه اهالی روستای باغمیری از نبود راه مناسب و کمبود امکانات
ارسال ۲۰۰۰ باکس آب معدنی به خلیج فارس
رزمایش پدافند تداوم کارکرد نانواییهای در رابر
۳۲ کیلومتر از محورهای مواصلاتی بافت، رابر و ارزوئیه به مناقصه میرود
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
« … بعد از ماه رمضان که انسان ایشان را میدید، در یک دیدار و ملاقاتی که با مردم حرف میزدند، آدم به طور محسوس میفهمید که ایشان در این یک ماه، نورانیتر شدهاند آدم، این را حس میکرد.»
به گزارش “صبح رابر”حضرت آیتالله خامنهای در بخشی از بیاناتی که در مراسم افطاری بیستوسوم ماه رمضان سال ۱۳۷۶ در دیدار تعدادی از دانشجویان تشکّلهای اسلامی داشتند یادآور شدند: این حالاتی که شما در کسانی مثل امام رضواناللَّهعلیه در سنین بین هشتاد و نود سالگی میبینید، ادامه حالات جوانی ایشان است. چون امام، تقریباً ۷۹ ساله بودند که به ایران آمدند و جمهوری اسلامی شروع شد؛ یعنی امام از نزدیک هشتاد سالگی این مسوولیتهای سنگین را شروع کردهاند! وقتی که همه انسانها در این سنین، بازنشسته میشوند و اهل افتادن در یک گوشه و در بستر و بیرغبتی و بینشاطی نسبت به همه کارها؛ امام در آن سن، بزرگترین کارهای عالم را شروع کردند. اداره یک کشور، بلکه ایجاد یک نظام و قدم به قدم پیش بردن این نظام! این از جهت مشاغل و مسوولیتهای مهم.
ایشان ادامه دادند: امام رضواناللَّهعلیه، از جهت معنوی هم همینطور بودند. بنده این را مکّرر گفتهام. معمولاً امام در ماه رمضان، دیدار نداشتند. البته ما گاهی بین ماه رمضان میرفتیم و با ایشان ملاقات میکردیم – افطاری، یا به دلیل دیگری پهلوی ایشان بودیم؛ یک بار یا دو بار – اما غالباً مردم ایشان را نمیدیدند؛ ما هم کمتر از معمول میدیدم. بعد از ماه رمضان که انسان ایشان را میدید، در یک دیدار و ملاقاتی که با مردم حرف میزدند، آدم به طور محسوس میفهمید که ایشان در این یک ماه، نورانیتر شدهاند آدم، این را حس میکرد. پیرمرد هشتاد و چند ساله – نزدیک نود ساله – این یک ماهه حرکت میکرد و پیش میرفت! همیشه در حال حرکت بودند؛ امّا ماه رمضان، بیشتر و جدّیتر! چون میدان، میدان مناسبتری است.
منبع :خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)









