آسفالت روستای یخمر اجرا شد
۲۰۰ میلیون تومان کمک یک شهروند رابری برای پشتیبانی از مدافعان وطن
پاسخ دولت به گلایه بیماران کاشت حلزون
ضرورت تعیین تکلیف خودروها و موتورسیکلتهای رسوبی در رابر
نامنویسی ۱۰۲ هزار زائر کرمانی در سامانه سماح
ضربه ۹ تنی پلیس کرمان، به قاچاقچیان موادمخدر
ساماندهی فروشگاههای کالابرگ الکترونیکی
دستور ویژه معاون وزیر راه برای حل مسائل زمین و مسکن بافت، رابر و ارزوئیه
عاشورای حسینی در رابر
مراسم شام غریبان در حسینیه جامع رابر
همایش شیرخوارگان حسینی در حسینیه دیوران
روایت عرفه از گلزار شهدای گمنام رابر
موج هشتاد و پنجمین شب از «شبهای اقتدار» در رابر
مراسم سالگرد شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت در رابر
قلبی که با ایستادگی برای وطن میتپد
«رژه کالسکهسواران» در شهرستان رابر برگزار شد
به گزارش“صبح رابر”به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دقیانوس ما ، در آستانه ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ مصادف با مرداد ۱۳۵۷ مبارزات مردم ایران با راهبری روحانیون وارد فاز تازهای شد. روحانیون و وعاظ کوشیدند تا با استفاده از فضای ماه رمضان به روشنگری مردم بپردازند. یکی از روحانیون مبارز که در ماه رمضان آن سال به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت آیتالله خامنهای بودند.
این در حالی بود که ایشان در آن هنگام در تبعید بود. آیتالله خامنهای در ۲۲ مردادماه ۵۷ به جیرفت تبعید شدند اما این باعث توقف مبارزات سیاسی ایشان نشد و آیتالله خامنهای از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع جیرفت به افشاگری علیه رژیم پهلوی پرداختند.
رهبر معظم انقلاب خاطره تبعدشان به جیرفت در رمضان ۵۷ را این چنین روایت میکنند:در یک روز گرم تابستانی بنده با چند مأمور ژاندارمری وارد شهر جیرفت شدم ،در شهر هیچ کس را نمیشناختم. در ابتدای ورود ، مأموران ، بنده را به شهربانی جیرفت راهنمایی کردند.
با این وضعیت وارد جیرفت شدم؛ اما هنوز چند روزی از ورود من به این شهر نگذشته بود که احساس کردم در میان خویشاوندان، برادران و عزیزان خود هستم. مردم جیرفت آغوش محبت خود را روی این بنده ضعیف و دیگر افرادی که آن روز در این شهر به وسیله رژیم طاغوت تبعید شده بودند، باز کردند و همراهی و همدلی و حمایت خود را نسبت به کسانی که آنها را سربازان راه حق و حقیقت میدانستند، مبذول کردند.
در بخشی از کتاب “۱۳۱۸” که به روایت خاطرات رهبر معظم انقلاب میپردازد همچنین آمده است: البته آن روز شهر جیرفت به این بزرگی و زیبایی نبود؛ شهر کوچکی بود با خیابانهای معدود؛ ولی دریایی از محبت و صمیمیت در این شهر موج .میزد ماه رمضان، در گرمای تابستان، این مسجد جامع جیرفت زنان و مردان و جوانان بسیاری را به سمت خود جذب میکرد تا بتوانند حقایقی را از زبان طلبه های تبعیدی بشنوند.
من خودم آن شب ها در مسجد جامع جیرفت چندین سخنرانی کردم. مأموران رژیم طاغوت مانع بودند، اما شوق و علاقه مردم این مانعها رابرمیداشت. بنده لازم میدانم به خصوص از بانوان شجاع، آگاه و هوشمند جیرفتی یاد کنم. در همان جلساتی که با سایر دوستان تبعیدی در مسجدجامع شرکت میکردیم و مردم میآمدند، اولین شعار انقلابی و فریاد اعتراض علیه رژیم طاغوت ، از پشت پردهای که زنها نشسته بودند ،بلند شد.







