خروش مردم زادگاه سردار دلها در محکومیت اقدامات تروریستهای مسلح
حضور ۲۸۰ دانشآموزان رابری در مراسم معنوی اعتکاف
حکمتهای نهجالبلاغه خود الگوی عملی عدالت، زهد و شجاعت بوده است
نمایش جلوهای از وحدت و ایمان به خاندان نبوت در رابر
جشن شب ولادت امام رضا علیهالسلام در رابر
گلباران گلزار شهدای روستای قنات ملک زادگاه سردار دلها
دستبند پلیس رابر بر دستان خردهفروشان مواد مخدر
نوروز علوی با تمسک به روحیه اهلبیت و شخصیت امیرالمؤمنین(ع) محقق میشود
حضور ۲۸۰ دانشآموزان رابری در مراسم معنوی اعتکاف
حس و حال زیبای بندگی در اولین روز مراسم اعتکاف مسجدالرضا
رویداد فرهنگی ادبی رد پای عشق در شهرستان رابر برگزار شد
عشایر ایل بچاقچی و اهالی روستای قنات ملک برگزیدگان دوستدار کتاب کشور شدند
تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره شجره طوبی
اعلام جزئیات مراسم تحویل سال در حرم مطهر امام رضا(علیهالسلام)
پویش ملی «زندگی با آیهها»
برپایی ۱۵ بازارچه نوروزی صنایعدستی در استان کرمان
به گزارش ” صبح رابر”به نقل از وبلاگ شهدای رابر،
الو الو کربلا
دویدم و دویدم
سر کوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
از اون چیزی که دیدم
بابا میون کوچه
افتاده بود رو زمین
مامان هوار میزد
شوهرمو بگیرین
مامان با شیون و داد
میزد توی صورتش
قسم میداد بابا رو
به فاطمه به جدش
تو رو خدا مرتضی
زشته میون کوچه
بچه داره میبینه
تو رو به جون بچه
بابا رو دوره کردن
بچههای محله
بابا یهو دویدو
زد تو دیوار با کله
هی تند و تند سرشو
بابا میزد به دیوار
قسم میداد حاجیو
حاجی گوشیو بردار
نعرههای بابا جون
یه هو پیچید تو گوشم
الو الو کربلا
جواب بده به گوشم
مامان دویدو از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گریه میگفت
کشتند بچههارو
بعد مامانو هولش داد
خودش خوابید رو زمین
گفت که: مواظب باشید
خمپاره زد بخوابید
الو الو کربلا
کمک میخوام
حاجی جون
بچهها قیچی شدن
تو سینه و سرش زد
هی سرشو تکون داد
رو به تماشاچیا
چشماشو بست و جون داد
بعضی تماشا کردن
بعضی فقط خندیدن
اونایی که از بابا
فقط امروزو دیدن
جلو بابا دویدم
بالا سرش رسیدم
از درد غربتِ اون
هی به خودم پیچیدم
درد غربت بابا
نشونههای درده
درد غربت بابا
غنیمت از نبرده
شرافت و خون و دل
نشونههای مرده
ای اونایی که هنوز
دارید بهش میخندید
برای خندههاتون
دردشو میپسندید
امروزشو نبینید
بابام یه قهرمونه
یه روز به هم میرسیم
بازی داره زمونه
موج بابا کلیده
قفل دره بهشته
یه روز پشیمون میشید
که دیگه خیلی دیره
گریههای مادرم
یقتونو میگیره











