همرزم شهید بادپا گفت: شهید بادپا نکاتی را می گفت و صحبت هایی می کرد که مشخص بود از دنیا بریده است،خودش گفت که من ممکن است این بار که می روم دیگر برنگردم.
با طلوع خورشید اول فروردین که بهوضوح با همه صبحهای سال فرق دارد؛ لباسهای نو و عیدی خود را که والدین از روزها و حتی ماهها قبل از شهر رابر خریداری و در چمدان نگهداری میکنند و قبلاً بارها با خواهش و تمنا از بغچه خارج و بر تن کردهایم، رسماً پوشیده و از این جاست که آغاز سال نو را جشن میگیریم.