پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۲۲:۳۰:۲۳ - یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
اصول تربیت از دیدگاه امام خمینی (ره)
به گزارش “صبح رابر” ؛بدون شک تعلیم و ‌تربیت‌سلامی نظامی جامع و کامل است که تمام ابعاد وجودی انسان را مورد توجه قرار داده است. در فرآیند تعلیم و ‌تربیت‌سلامی جسم و روان، حیات دنیوی و اخروی، جامعه و فرد باید به یک میزان پرورش یابند و هیچ یک نباید به بهای دیگری نادیده گرفته […]

به گزارش “صبح رابر” ؛بدون شک تعلیم و ‌تربیت‌سلامی نظامی جامع و کامل است که تمام ابعاد وجودی انسان را مورد توجه قرار داده است. در فرآیند تعلیم و ‌تربیت‌سلامی جسم و روان، حیات دنیوی و اخروی، جامعه و فرد باید به یک میزان پرورش یابند و هیچ یک نباید به بهای دیگری نادیده گرفته شود. حضرت امام خمینی‏(ره)فرمودند: انسان به ‏صورت خودرو و خودسر، مهذب و تربیت نمى ‏شود

  اهمیت تربیت‏ از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیه)

شما در قرآن کریم؛ در سوره اول قرآن کریم مى‏ خوانید که «الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمین.» کلمه «ربوبیت.»را و مبدأ تربیت را در اول قرآن طرح مى‏ کند و ما را مکلف فرموده‏ اند که در هر شبانه ‏روز، چندین مرتبه این‏ را در رکعات نماز بخوانیم و توجه داشته باشیم به این‏که مسأله تربیت و ربوبیت، که درجه اعلاى آن، مخصوص به خداى تبارک و تعالى است و دنبال آن منعکس مى‏ شود در انبیاى عظام و به‏ وسیله آن‏ها به سایر انسانها، این در آن پایه از اهمیت بوده است که دنبال «لله.» «ربّ العالمین.» مربّى عالمین آمده است و باز در همین سوره مى ‏خوانید که غایت تربیت، حرکت در «صراط مستقیم.»است و منتهى‏ إلیه این صراط مستقیم، کمال مطلق است؛ الله است.(صحیفه امام، ج ۱۴، صص ۱۵۳ – ۱۵۴)

   انسان خودرو؛ منحط‏ترین موجودات‏

هر روز چندین مرتبه از خداى تبارک و تعالى بخواهیم که ما را هدایت کند به صراط مستقیم، نه راه چپ و نه راهِ راست؛ «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ.» ما باید توجه به این معنا داشته باشیم که موجودى هستیم که اگر خودرو بار بیاییم، بدترین موجودات و منحط‏ترین موجودات هستیم و چنان‏چه تحت تربیت واقع بشویم و صراط مستقیم را طى بکنیم، مى ‏رسیم به آن‏جا که نمى ‏توانیم فکرش را بکنیم؛ آن‏جایى که بحر عظمت است؛ بحر کبریایى است.(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۱۵۴)

  خودرو نمى‏ توان مهذب شد

در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم کنید؛ استاد اخلاق براى خود معین نمایید؛ جلسه وعظ و خطابه، پند و نصیحت تشکیل دهید. خودرو نمى‏ توان مهذب شد. چطور شد علم فقه و اصول به مدرّس نیاز دارد، درس و بحث مى ‏خواهد، براى هر علم و صنعتى در دنیا استاد و مدرس لازم است، کسى خودرو و خودسر در رشته‏اى متخصص نمى‏ گردد، فقیه و عالم نمى‏ شود، لیکن علوم معنوى و اخلاقى که هدف بعثت انبیا و از لطیفترین و دقیقترین علوم است، به تعلیم و تعلم نیازى ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل مى ‏گردد؟!(جهاد اکبر، ص ۲۳)

 انسان بدون تربیت الهى؛ بدتر از حیوان‏

انسان اگر تربیت الهى نشود، حیوان است، بلکه بدتر از حیوان. شما هیچ حیوانى را خونخوارتر از انسان نمى‏توانید پیدا بکنید. حیوانات دیگر همان یک طعمه ‏اى مى‏ خواهند که شکمشان را سیر کنند و وقتى شکمشان سیر شد، کنار مى‏روند، مى‏ نشینند، مى‏ خوابند. انسان است که سیر نمى‏ شود، انسان است که هم در طرف کمال، مافوق همه‏ چیز است، هم در طرف شقاوت و نَفْس، مافوق همه است. اگر چنان‏چه یک علف خودرو باشد، تربیت در او نباشد، آن‏طور نیست که مثل یک درختى باشد که فاسد مى‏ شود، فقط درخت هایى که خودرو هستند و تربیت نشدند، خودشان بدقواره مى‏ شوند، خودشان فاسد مى‏ شوند، اما دیگر درختان را فاسد نمى‏ کنند؛ در حیوانات هم این‏طورى است که یک حیوان اگر چنان‏چه بداخلاق باشد، بد عمل باشد، چموش باشد، این همان خودش است و این‏طور نیست که دیگران را هم وادار کند به آن نقیصه‏اى که خودش دارد. انسان این‏طور نیست؛ انسانِ بد، یک امّت را بد مى‏کند و یک خوبش، یک امّت را خوب مى‏کند.(صحیفه امام، ج ۱۰، صص ۵۳۰ – ۵۳۱)

  ضرر تحصیل بدون تهذیب‏

آنان‏که دین‏ سازى کرده، باعث گمراهى و انحراف جمعیت انبوهى شده‏ اند، بیشترشان اهل علم بوده ‏اند؛ بعضى از آنان در مراکز علم تحصیل کرده، ریاضتها کشیده‏ اند. رئیس یکى از فرق باطله، در همین حوزه هاى ما تحصیل کرده است، لیکن چون تحصیلاتش با تهذیب و تزکیه توأم نبوده، در راه خدا قدم برنمى‏ داشته، خباثت را از خود دور نساخته بود، آن همه رسوایى به ‏بار آورده است.

اگر انسان خباثت را از نهادش بیرون نکند، هرچه درس بخواند و تحصیل نماید، نه تنها فایده‏اى بر آن مترتب نمى‏ شود، بلکه ضررها دارد. علم وقتى در این مرکز خبیث وارد شد، شاخ و برگ خبیث به‏بار آورده، شجره خبیثه مى‏ شود. هرچه این مفاهیم در قلب سیاه و غیرمهذب انباشته گردد، حجاب زیادتر مى‏شود. در نفسى که مهذب نشده، علم حجاب ظلمانى است؛ العلم هو الحجاب الاکبر. لذا شرّ عالم فاسد براى اسلام از همه شرور، خطرناکتر و بیشتر است. علم نور است، ولى در دل سیاه و قلب فاسد، دامنه ظلمت و سیاهى را گسترده‏تر مى‏سازد.

اگر شما درس بخوانید، زحمت بکشید، ممکن است عالم شوید، ولى باید بدانید که میان «عالم.»و «مهذب.»خیلى فاصله است. مرحوم شیخ، استاد ما رضوان الله تعالى علیه مى‏فرمود: این‏که مى‏گویند: «ملاشدن چه آسان، آدم‏شدن چه مشکل.»صحیح نیست. باید گفت: ملاشدن چه مشکل، آدم‏ شدن محال است!(جهاد اکبر، صص ۱۸ – ۱۹)

به عنوان  یک مثال‏: علمِ تنها فایده ندارد، علمى که تربیت در او نباشد، تزکیه در او نباشد، این علم فایده ندارد. همان‏طورى که اگر الاغ و حمار، چنان‏چه الاغ به بار او کتاب باشد، هر کتابى باشد، کتاب توحید باشد، کتاب فقه باشد، کتاب انسان‏ شناسى باشد، هرچه باشد، در بار او باشد و به دوش او باشد، چطور فایده ندارد و آن حمار از او استفاده نمى‏کند، آن‏هایى هم که انبار علم در باطنشان هست و باطنشان تمام علوم را، تمام صناعات را، تمام تخصصات را داشته باشند، لکن تربیت و تزکیه نشده باشند، آن‏ها هم آن علومشان براى آن‏ها فایده ندارد، بلکه بسیارى از اوقات مضرّ است.

بسیارى از اوقات هست که آن کسى‏ که عالم است، آن کسى ‏که همه‏ چیز را مى ‏داند، لکن تزکیه نشده است، تصفیه نشده است، تربیت الهى نشده است، آن علمش وسیله است براى این‏که بشر را به تباهى بکشد، چه‏ بسا عالمانى که براى بشر، تباهى هدیه مى ‏آوردند. آن‏ها از جهال بدتر هستند و چه‏ بسا متخصصانى که براى بشر هلاکت ایجاد مى ‏کنند، تباهى ایجاد مى‏ کنند. آن‏ها از مردم عامى بدتر هستند، ضررشان بیشتر است.

ما اگر خودمان را تربیت بکنیم، مشکلاتمان همه رفع مى‏شود. همه مشکلات از این است که ما تربیت نشده‏ ایم؛ یک تربیت الهى و تحت بیرق اسلام درنیامدیم. به حسب واقع، همه این کشمکشهایى که شما ملاحظه مى‏کنید، همه این کارشکنی هایى که براى ملت ما هست، همه این‏ها براى این است که تربیت در کار نیست، تزکیه در کار نیست، فقط یا جهالت است و یا علمى که از جهالت براى انسان مضرتر است.(صحیفه نور، ج ۱۳، صص ۲۶۷ – ۲۶۸)

تربیت؛ مایه یا مانع شکوفایى فطرت‏

انسان یک موجودى است که اگر سر خود بار بیاید و یک علف هرزه‏اى باشد و تحت تربیت واقع نشود، هرچه بزرگتر شود، به حسب سال و بلندپایه‏تر بشود به حسب مقام، آن جهات روحى تنزل مى‏ کند و آن معنویات تحت سلطه شیطان واقع مى‏ شود.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۰۲)

آنقدر که انسانِ غیر تربیت‏ شده مضر است براى جوامع، هیچ شیطان و هیچ حیوان و هیچ موجودى آنقدر مضر نیست و آنقدر که انسانِ تربیت‏ شده مفید است براى جوامع، هیچ ملائکه و هیچ موجودى آنقدر مفید نیست.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۰۳)

اگر این موجود دو پا تربیت شد، تمام حوائج دنیا و آخرت بشر تحقق پیدا مى‏کند و اگر این موجود دو پا، سرخود شد یا به خلاف مسیر طبیعى خودش حرکت کرد، تمام عالم به تباهى کشیده مى‏شود.(صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۵۲)

انسان از اول اینطور نیست که فاسد به دنیا آمده باشد، از اول با فطرت خوب به دنیا آمده، این تربیت‏ ها است که یا همین فطرت را شکوفا مى‏ کنند و یا جلوى شکوفایى فطرت را مى‏گیرند.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۸)

  مادرها! مدرسه علمى و ایمانى‏

در دامن مادر، بچه‏ ها بهتر تربیت مى‏ شوند تا در پیش استادان. علاقه ‏اى که بچه به مادر دارد، به هیچ‏کس ندارد و آن‏چیزى که در بچگى از مادر مى‏ شنود، در قلبش نقش مى‏ بندد و تا آخر همراهش است. مادرها باید توجه به این معنا کنند که بچه‏ ها را خوب تربیت کنند، پاک تربیت کنند، دامن‏ هایشان یک مدرسه علمى و ایمانى باشد و این یک مطلب بسیار بزرگى است که از مادرها ساخته است و از کسى دیگر ساخته نیست. آنقدرى که بچه از مادر چیز مى‏ شنود، از پدر نمى‏ شنود، آنقدرى که اخلاق مادر در بچه کوچک نورس تأثیر دارد و به او منتقل مى‏شود، از دیگران عملى نیست. مادرها مبدأ خیرات هستند و اگر خداى نخواسته مادرانى باشند که بچه‏ ها را بد تربیت کنند، مبدأ شرّند. یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه، یک امت را نجات بدهد و ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود.(صحیفه نور، ج ۸، ص ۱۶۲) اگر یک فرزند خوب به جامعه تحویل بدهید، براى شما بهتر است از همه عالَم. اگر یک انسان تربیت کنید، براى شما به قدرى شرافت دارد که من نمى ‏توانم بیان کنم.(صحیفه نور، ج ۷، ص ۷۶)

 معلمان!

شغل شما اخراج بچه‏ ها و کودک‏ ها است از ظلمت‏ها به نور؛ تعلیم و تربیت انسانى. تعلیم و تربیت اسلامى، آن‏ها را از اخلاق فاسد نجات بدهید، آن‏ها را از این آمال و آرزوهایى که به ‏واسطه آن به فساد کشیده مى‏شوند، بر حذر دارید، بچه‏ ها را تربیت کنید.

اگر چنان‏چه خداى نخواسته بچه ‏هایى از دامن‏ ها و از کلاس‏ هاى شما بیرون بیایند که برخلاف تربیت‏ هاى انسانى اسلامى باشد، شما مسؤول هستید، مسؤولیت بزرگ است. یک انسان درست ممکن است یک عالم را تربیت کند، یک انسان غیرسالم و یک انسان فاسد، عالم را به فساد مى‏ کشد. فساد و صلاح از دامن‏ هاى شما و از تربیت‏هاى شما و از مدارسى که شما در آن‏جا اشتغال دارید، از آن‏جا شروع مى‏ شود.(صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۴۰)

اگر چنان‏چه این اطفال را از اول (به) یک نحو تربیت کنند که در آن انحراف نباشد، تربیت‏ هاى مناسب با انسان باشد، مناسب با فطرت پاک انسان‏ها باشد، از آن اول (نزد) معلمین دبستان و کودکستان تحت تربیت واقع شوند، (بعد) با همان ترتیب وارد دبیرستان شوند، اگر اینجا هم همان تربیت به صراط مستقیم باشد و معلمین، آن‏ها را به آن‏ راهى که فطرتشان اقتضا دارد، هدایت کنند، در دانشگاه هم همان‏جور تربیت باشد، (وقتى) که تحویل جامعه داده مى‏ شوند و مقدرات جامعه قهرا به دست این‏ها سپرده مى‏ شود، کشور را کشور نورانى، کشور انسانى (و) کشور (را) به فطرت‏ الله تربیت مى‏ کنند و به جلو مى‏ برند.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۷)

هنگامی که در کلام الهی از انسان به عنوان اشرف مخلوقات و جانشین پروردگار روی زمین یاد می‌شود و به فرشتگان برای سجده نمودن در مقابل این موجود امر می‌شود، این همه نشان‌دهنده کرامت و جایگاه آدمی است. این کرامت از یکسو به سبب دمیدن نفخه الهی در روح انسان و از سوی دیگر بهره‌مندی او از عطیه‌ای الهی به نام عقل است.
از نگاه شریعت اسلامی انسان مجموعه‌ای از استعدادهای بالقوه است که برای به فعلیت در آوردن این استعدادها و توانایی‌ها، نیازمند تعلیم و ‌تربیت‌ست. آنچه هدف تعلیم و ‌تربیت‌سلامی است حقیقت جویی و حصول رستگاری است و این مساله جز از طریق تعلم و تعقل در کنار تزکیه حاصل نمی‌شود. از نگاه اسلام رشد عقلانی به موازات رشد اخلاقی صورت می‌گیرد و به تعبیری این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

 

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب