پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۲۲:۵۷:۱۸ - دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
اهمیت نقش حوزه و دانشگاه این دو نهاد علمی در کشور /راه راحت‏ شدن از دشمنى‏ هاى آمریکا
به بهانه فرمان حضرت امام خمینى(ره) مبنى بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگى به گزیده ای از بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری، در این یادداشت اشاره شد.

به گزارش “صبح رابر”؛ به بهانه فرمان حضرت امام خمینى(ره) مبنى بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگى به گزیده ای از بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری، در این یادداشت اشاره می شود.

منشأ همه گرفتاریهاى یک کشور از دانشگاه و حوزه‏ هاى علمى و منشأ همه سعادت‏ها(ى) مادى و معنوى (هم) از دانشگاه و حوزه‏ هاى علمى (است). نقشه‏ هاى بزرگ براى نفوذکردن در دانشگاه‏ها و تربیت‏کردن جوان ما به یک تربیت ‏هایى که برخلاف مصالح کشورشان است، براى این است که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى‏شود.(صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۲۰۷)

بالاتر(ین) چیزى که دشمن‏ هاى کشورهاى مستضعف و کشورهاى اسلامى رویش انگشت گذاشتند، دانشگاه است، براى این‏که آن‏ها خوب مى‏دانند که اگر دانشگاه در خدمت آن‏ها باشد، همه کشور در خدمت آن‏ها است. دانشگاه است که امور کشور را اداره مى‏کند و دانشگاه است که نسل آینده و حاضر را تربیت مى‏کند و اگر چنان‏چه دانشگاه در اختیار چپاولگرهاى شرق و غرب باشد، کشور در اختیار آن‏ها است. آنقدرى که دانشگاه هدف بوده است، جاهاى دیگر نبوده.(صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۲۷۸)

اهمیت دانشگاه در صلاح و فساد یک کشور

قضیه دانشگاه از اهم امور است،(صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۶۶) دولتها از دانشگاه تشکیل مى‏شود، مجلسها از دانشگاه تشکیل مى‏شود. دانشگاه در ارتش دخالت دارد؛ دست دارد.(صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۱۵۰)

وقتى ما به یک نظر وسیعى به همه دنیا و به همه دانشگاههایى که در دنیا هست، بیندازیم، تمام این مصیبتها که براى بشر پیش آمده است، ریشه‏اش از دانشگاه بوده، ریشه ‏اش از این تخصص هاى دانشگاهى بوده. این همه ابزار فناى انسان و این همه پیشرفت هایى که به خیال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده است که از دانشگاه بیرون آمده‏اند؛ دانشگاهى که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است.(صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۱۳)

دانشگاه یک کشورى اگر اصلاح بشود، آن کشور اصلاح مى‏ شود، براى این‏که آن‏که در رأس امور اجرایى یا تقنین یا قضاوت یا این‏طور چیزها واقع مى‏ شود، دانشگاهی ها هستند و روحانیین، و با اصلاح این دانشگاه، امور کشور اصلاح مى‏شود و با انحراف دانشگاه، کشور منحرف مى ‏شود.(صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۴۲۹)

معناى اسلامى‏ شدن دانشگاه ها

معنى اسلامى‏ کردن (دانشگاهها) این نیست که در همه علوم، دو قسم داریم؛ یک قسم (مثلا) هندسه اسلامى داریم، یک قسم هندسه غیر اسلامى. علوم اسلامى جایى دارد، (جایش) در مدارس (علمیه) هست و (دانشگاه) جاى علوم دیگر است، لکن دانشگاه باید اسلامى بشود تا علومى که در دانشگاه تحصیل مى‏شود، در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد.(صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۵۴) ما که مى‏گوییم دانشگاه باید از بنیان تغییر بکند و تغییرات بنیادى داشته باشد و اسلامى باشد، نه این است که فقط علوم اسلامى را در آن‏جا تدریس کنند، ما نمى‏خواهیم بگوییم علوم جدیده را نمى‏خواهیم، ما مى‏خواهیم بگوییم دانشگاههاى ما اخلاق اسلامى ندارد، دانشگاه ما تربیت اسلامى ندارد.(صحیفه امام، ج ۱۲، صص ۲۴۹ – ۲۵۰) باید دانشگاه اسلامى بشود تا علومى که در دانشگاه تحصیل مى‏شود، در راه ملت و در راه تقویت ملت و با احتیاج ملت همراه باشد. معنى اسلامى‏ شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگى به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم.(صحیفه امام، ج ۱۲، صص ۲۵۱ – ۲۵۲) ما که مى‏گوییم دانشگاه اسلامى، (مرادمان این است که) مى‏خواهیم یک دانشگاهى داشته باشیم که روى احتیاجاتى که این ملت داشته باشد، کرسى داشته باشد و براى ملت باشد.(صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۱۴)

فرق دانشگاه اسلامى و غیر اسلامى‏

فرق بین دانشگاههاى غربى و دانشگاههاى اسلامى باید در آن طرحى باشد که اسلام براى دانشگاهها طرح مى‏کند. دانشگاههاى غربى – به هر مرتبه‏اى هم که برسند – طبیعت را ادراک مى‏کنند، طبیعت را مهار نمى‏ کنند براى معنویت. اسلام به علوم طبیعى نظر استقلالى ندارد. تمام علوم طبیعى – به هر مرتبه‏اى که برسند – باز آن‏چیزى که اسلام مى‏خواهد، نیست. اسلام طبیعت را مهار مى‏کند براى واقعیت و همه را رو به وحدت و توحید مى‏برد.

جمیع علوم طبیعى در قبال علوم الهى بسیار نازل است، چنان‏که تمام موجودات طبیعى در مقابل موجودات الهى بسیار نازل هستند. آن مقصدى که اسلام دارد، این است که تمام این‏ها مهار بشود به علوم الهى و برگشت به توحید بکند. هر علمى جنبه الوهیت در آن باشد، یعنى انسان طبیعت را که مى‏بیند، خدا را در آن ببیند، ماده را که مى‏بیند، خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را که مشاهده بکند، خدا را در آن ببیند، آن‏که اسلام براى آن آمده است، براى برگرداندن تمام موجودات طبیعى به الهیت و تمام علوم طبیعى به علم الهى (است) و از دانشگاهها هم این معنا مطلوب است، نه این‏که خود طب را – البته طب هم باید باشد، علوم طبیعى هم همه باید باشد، معالجات بدنى هم باید باشد – لکن مهم آن مرکز ثقل است که مرکز توحید است. تمام این‏ها باید برگردد به آن جهت الوهیت.(صحیفه امام، ج ۸، صص ۴۳۳ و ۴۳۵)

شاخص اسلامى‏ شدن دانشگاهها

ما انقلاب دانشگاه را از محصولش باید بفهمیم. اگر ان شاء الله بعد از چند سال دیگر، محصول، محصولى شد انسانى، محصولى شد اسلامى، محصولى شد که براى کشور خودشان زحمت مى‏کشند و کار مى‏ کنند، مى‏فهمیم تحول پیدا شده و چنان‏چه همان باشد و از آن کمونیست بیرون بریزد و مسلمانها را از آن طرف بریزند، کمونیست از آن‏جا در بیاورند، اگر این‏طور باشد، ما تا ابد لنگ هستیم و منتظر بدترش باید باشیم.(صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۴۱)

 

مقام معظم رهبری(مدظله ‏العالی): راحت‏شدن از شر دشمنى آمریکا در گرو اقتصاد مقاومتى، نه برجام‏هاى دیگر‏

قابل اطمینان نبودن دشمن‏

به دشمن اطمینان نمى‏شود کرد؛ یک نمونه‏اش همین مذاکرات هسته‏اى و برجام است که امروز مسؤولین دستگاه دیپلماسى خود ما و همان کسانى‏که در این مذاکرات از اوّل تا آخر حضور داشتند، همینها دارند مى‏گویند آمریکا نقض عهد کرده است، آمریکا زیر ظاهر آرام و زبان چرب و نرم مسؤولانش و وزیر خارجه‏اش و دیگران، از پشت دارد تخریب مى‏کند، مانع ارتباطات اقتصادى کشور با کشورهاى دیگر دنیا است؛ این‏را مسؤولین خود برجام دارند مى‏گویند.(۱۱/۵/۱۳۹۵)

تلاش دشمن براى برجام‏هاى دیگر

حرف طرف مقابل، یعنى همان دستگاه تبلیغاتى و فکرساز و جریان‏ساز، این است که مى‏گوید ایران داراى ظرفیتهاى فراوان اقتصادى است و هدف از توافق هسته ‏اى این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیتها استفاده کند؛ خب، این توافق انجام گرفت، لکن این توافق کافى نیست و مسائل دیگرى هم هست که در آن‏ها هم بایستى ملّت ایران، دولت ایران، مسؤولین ایران تصمیم بگیرند و اقدام بکنند، مثلاً فرض بفرمایید امروز در منطقه غرب آسیا – یعنى همین منطقه‏اى که غربى‏ ها به آن مى‏گویند خاورمیانه – جنجال ها و آشفتگى‏ هاى بسیارى هست؛ خب، این مشکل براى کلّ منطقه است و اگر مى‏خواهید کشور شما از این مشکل نجات پیدا کند، باید سعى کنید این جنجالها فرو بنشیند. چه‏کار کنیم؟ با آمریکا همکارى کنیم، همفکرى کنیم، جلسه کنیم، بنشینیم، گفتگو کنیم و یک مدلى را طبق میل آمریکایى‏ها یا طبق توافق آمریکایى‏ها انتخاب کنیم؛ یکى دیگر هم این است.

یا ما مشکلات دیگرى داریم، اختلافات زیادى با آمریکا داریم، این اختلافات را باید حل کنیم، این اختلافات بایستى تمام بشود؛ حالا در حلّ این اختلافات، فرض بفرمایید که ملّت ایران مجبور باشد از اصول خود صرف‏نظر کند، از خطّ قرمزهاى خود هم صرف‏نظر کند، بکند؛ طرف مقابل از اصول خود و ارزشهاى خود تنازل نمى‏کند، لکن اگر لازم شد، ما باید تنازل کنیم تا مشکلات را برطرف کنیم؛ تا در نتیجه کشور بتواند از ظرفیتهاى خود استفاده کند و مثلاً به یک اقتصاد برجسته‏اى مبدّل بشود. حرفشان این است. بنابراین در قضیه هسته‏اى توافق شد و اسم این‏را گذاشتیم «برجام»؛ برجام دیگرى در قضایاى منطقه، برجام دیگرى در قضایاى قانون اساسى کشور؛ برجام ۲ و ۳ و ۴ و الى‏غیرذلک بایستى به‏وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگى کنیم. این منطقى است که سعى مى‏کنند این منطق را در بین نخبگان جامعه و از سوى نخبگان جامعه به افکار عمومى جامعه منتقل کنند.(۱/۱/۱۳۹۵)

معناى قبول برجام‏ هاى دیگر

معناى این حرف چیست؟ معناى این حرف این است که جمهورى اسلامى از مسائل اساسى‏اى که به حکم اسلام و به حکم برجستگى‏هاى نظام جمهورى اسلامى پایبند به آن‏ها است، صرفِ‏نظر کند: از مسأله فلسطین صرف‏نظر کند، از حمایت از مقاومت در منطقه صرفِ‏نظر کند، از مظلومان منطقه – مثل ملّت فلسطین، مثل مردم غزّه، مثل مردم یمن، مثل مردم بحرین – پشتیبانى و حمایت سیاسى نکند و نظام جمهورى اسلامى با تعدیل خواسته‏ هاى خود، خود را به آنچه طرف مقابل، یعنى آمریکا به‏دنبال تحقّق آن است، نزدیک بکند. معناى این حرف این است که همچنان‏که امروز بعضى از کشورهاى منطقه و دولتهاى منطقه، على‏رغم حکم اسلام و على‏رغم خواست ملّتهایشان با رژیم صهیونیستى کنار آمده‏اند و مسأله فلسطین را تحت ‏الشّعاع مسائل دیگر قرار داده‏اند، جمهورى اسلامى هم به همین ترتیب عمل کند؛ معنایش این است که همچنان‏که امروز بعضى از دولتهاى عربى با کمال وقاحت، دست دوستى به سمت دشمن صهیونیستى دراز مى‏کنند، جمهورى اسلامى هم با دشمن صهیونیستى کنار بیاید و آشتى کند.(۱/۱/۱۳۹۵)

ثمره قبول برجام‏هاى دیگر

البتّه قضیه به اینجاها ختم نمى‏شود؛ معناى آنچه در آن تحلیل سیاسى دشمن ادّعا مى‏شود، این است که اگر میل آمریکا است، جمهورى اسلامى حتّى از ابزارهاى دفاعى خود هم صرفِ‏نظر کند. مى‏بینید که بر روى مسأله موشکها چه جنجالى در دنیا به راه انداخته‏اند که چرا جمهورى اسلامى موشک دارد، چرا موشک دوربُرد دارد، چرا موشکهاى جمهورى اسلامى هدف را دقیق مى‏زنند و هدف قرار مى‏دهند، چرا آزمایش کردید، چرا تمرین نظامى مى‏کنید و چرا و چرا و چرا.

شما وقتى در مقابل دشمن، در حالى که مى‏توانید ایستادگى کنید، عقب‏نشینى کردید، دشمن جلو مى‏آید – دشمن متوقّف نمى ‏شود – و کم‏کم کار را به اینجا مى‏رسانند که این‏که شما مى‏گویید دولت جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى و قوّه قضائیه باید بر طبقِ احکام اسلام و شریعت اسلامى باشد، این‏ها برخلاف آزادى است و لیبرالیسم این‏ها را قبول ندارد؛ کم‏کم به اینجاها مى‏رسد. اگر عقب‏نشینى کردیم، عقب‏نشینى به این نقطه ‏ها منتهى خواهد شد که (بگویند) شوراى نگهبان چه نقشى در جامعه دارد و چرا باید شوراى نگهبان به‏خاطر مخالفت با شرع، قوانین را بردارد؟ حرف اینجا است. این همان چیزى است که بنده بارها عرض کرده‏ام که این، تغییر سیرت جمهورى اسلامى است. ممکن است صورت جمهورى اسلامى محفوظ بماند، امّا از محتواى خود به کلّى تهى بشود؛ دشمن این‏را مى‏خواهد. در اذهان نخبگان و افکار عمومى ملّت تزریق مى‏کنند اگر جمهورى اسلامى و ملّت ایران مى‏خواهد از شرّ آمریکا راحت بشود، باید از محتواى جمهورى اسلامى دست بردارد، از اسلام دست بردارد، از مفاهیم اسلامى دست بردارد، از امنیت خود دست بردارد.(۱/۱/۱۳۹۵)

علت مردود بودن قبول برجام‏هاى دیگر

در همین توافقى هم که ما با آمریکایى‏ها در قضیه پنج به علاوه یک و مسأله هسته‏اى کردیم، آمریکایى‏ها به آنچه وعده داده بودند، عمل نکردند و کارى را که باید مى ‏کردند، انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجه محترم ما، روى کاغذ کارهایى را انجام دادند، امّا از راه‏هاى انحرافى متعدّد، جلوى تحقّق مقاصد جمهورى اسلامى را گرفتند. شما نگاه کنید امروز در سرتاسر کشورهاى غربى و کسانى‏که تحت تأثیر آن‏ها هستند، همچنان معاملات بانکى ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروتهاى ما در بانک‏هاى آن‏ها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجارى‏اى که احتیاج به دخالت بانک‏ها دارد، دچار مشکل است؛ وقتى دنبال مى‏کنیم، تحقیق مى‏کنیم و مى‏گوییم چرا این‏جور است، معلوم مى‏شود از آمریکایى‏ها مى‏ترسند. آمریکایى‏ها گفته ‏اند که ما تحریمها را برمى‏ داریم و روى کاغذ هم برداشتند، امّا از طرق دیگر جورى عمل مى‏کنند که اثر رفع تحریمها مطلقاً به‏وجود نیاید و تحقّق پیدا نکند. بنابراین، کسانى‏که امید مى‏بندند به این‏که بنشینیم با آمریکا در فلان مسأله مذاکره کنیم و به یک نقطه توافقى برسیم – یعنى ما یک تعهّدى بکنیم، طرف مقابل هم یک تعهّدى بکند – از این غفلت مى‏ کنند که ما ناگزیر باید به همه تعهّدهاى خود عمل کنیم، (امّا) طرف مقابل با طُرق مختلف، با شیوه‏ هاى مختلف، با خدعه، با تقلّب سر باز مى‏زند و به تعهّدهایى که کرده است، عمل نمى‏ کند. این چیزى است که ما امروز در مقابل چشم خودمان داریم مى‏بینیم؛ یعنى خسارت محض. (۱/۱/۱۳۹۵)

لزوم بى‏اعتنایى به القائات دشمن‏

به القائات دشمن نباید اعتنا کرد. یک چیزهایى را القا مى‏کنند؛ در قضیّه برجام این‏جور القا مى‏شد که اگر توافق بکنیم، دشمنى‏ها برطرف مى‏شود، اگر توافق نکنیم، با ما دشمنى مى‏کنند؛ خب توافق هم کردیم، (اما) دشمنى‏ها برطرف که نشده؛ زیادتر هم شده. این القاى دشمن بود که اگر چنان‏چه توافق نکنیم یا دیر بجنبیم، چنین و چنان خواهد شد. امروز باز مطلب دیگرى را مطرح نکنند که اگر در فلان قضیّه توافق نکردیم – مثلاً اگر در قضیّه حضور کشور در فلان منطقه توافق نکردیم – ممکن است چنین و چنان بشود؛ نه، این‏ها القائات دشمن است. ما بایستى مصلحت خودمان را خودمان بسنجیم، خودمان پیدا کنیم، خودمان بفهمیم که مصلحت چیست؛ از دشمن نشنویم.(۲۶/۷/۱۳۹۶)

راه راحت‏ شدن از دشمنى‏ هاى آمریکا

این دشمنى‏ها ادامه پیدا مى‏کند؛ تا کى ادامه پیدا مى‏کند؟ تا وقتى شما قوى بشوید، تا وقتى ملّت ایران آن‏چنان قوى بشود که دشمن مأیوس بشود از تهاجم سیاسى یا امنیّتى یا نظامى یا اقتصادى یا تحریم و غیرذلک. باید ما قوى بشویم؛ باید در داخل، خودمان را قوى کنیم. بنده مکرّر عرض کرده‏ام این قوّتى که براى کشور لازم است، چه‏جورى تأمین مى‏شود؛ اوّلاً از راه یک اقتصاد قوى؛ همین اقتصاد مقاومتى که سیاستهاى آن ابلاغ شده است و بر روى زمین و به‏صورت کار عملى و عملیّاتى و اجرائى هم باید با شدّت هرچه تمام‏تر و بدون فوت وقت دنبال بشود.

یک راه دیگر، توسعه‏ى علم است؛ کاروان علم شتاب خود را از دست ندهد، در علم پیشروى کنیم، همه‏چیز به علم وابسته است؛ این هم یکى از راه‏هاى تقویت است.

یکى از مهم‏ترین راه‏هاى تقویت درونى، حفظ روحیّه‏ى انقلابیگرى است در مردم؛ به‏خصوص در جوانها. سعى دشمنان این است که جوان ما را لاابالى بار بیاورند، نسبت به انقلاب بى ‏تفاوت بار بیاورند، روحیّه‏ى حماسه و انقلابیگرى را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوى این باید ایستاد. جوان، روحیّه‏ى انقلابیگرى را باید حفظ کند. و مسؤولین کشور جوانهاى انقلابى را گرامى بدارند؛ این‏ همه جوانهاى حزب‏ اللهى و انقلابى را برخى از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطى و امثال این‏ها. جوان انقلابى را باید گرامى داشت، باید به روحیّه‏ ى انقلابیگرى تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ می‏کند، از کشور دفاع می‏کند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور می‏رسد. سه عامل اساسى اقتدار ملّى این‏ها است: اقتصاد قوى و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّه‏ى انقلابیگرى در همه به‏خصوص در جوانها؛ این‏ها است که می‏تواند کشور را حفظ کند؛ آن‏وقت دشمن مأیوس خواهد شد. (۱۸/۶/۱۳۹۴)

مقام معظم رهبری(مدظله‏العالی): علت یأس‏آفرینى دشمن؛ گرفتن عنصر قدرت و مقاومت از ملت‏

توطئه مهم امروز دشمن‏

امروز یکى از کارهاى مهمّ دشمنان، ایجاد ناامیدى و تزریق ناامیدى است؛ در بخشهاى مختلف، جوان را ناامید کنند، پیر را ناامید کنند، انقلابى سابق را ناامید کنند.(۱۹/۱۰/۱۳۹۴) دشمنان در تبلیغاتشان سعى مى‏کنند سایه یأس و ناامیدى و بحران را بیندازند بر روى حوادث کشور، مشکلات کوچک را چند برابر بزرگ کنند؛ مشکلاتى که وجود ندارد، بى‏ خود ملت را، کشور را متهم به آن کنند؛ آینده را تاریک نشان دهند، ملت را ناامید کنند؛ هدف دشمن این است.(۲۵/۰۲/۱۳۹۲)

علت تلاش دشمن در یأس ‏آفرینى‏

دشمن راز پیروزى ما در خرمشهر و خرمشهرها را به چشم دید و فهمید این ملت اگر پرچم اسلام و ایمان را برافراشته نگهدارد، در همه میدانها پیروز خواهد شد؛ بنابراین سعى کردند این پرچم را سرنگون کنند. امروز همه تلاش آمریکا و دستگاه و جبهه استکبار این است که عنصر قدرت و قوّت و مقاومت را از ما بگیرد، یعنى مى‏ خواهد ایمان و اتّکاءِ به نفس و امید و اتّحاد را در ما تضعیف کند. ملتى که ایمان و اتّحاد نداشته باشد و نسبت به آینده مأیوس باشد، پیدا است که در همه میدانها شکست خواهد خورد؛ در سیاست هم شکست مى‏خورد، در اقتصاد هم شکست مى‏ خورد، در سازندگى کشور هم شکست مى‏خورد. آن‏ها مى‏ خواهند این‏ها را از ما بگیرند. اوّلین ضربه‏اى که مى‏زنند، این است که ملت را از خود مأیوس کنند.(۰۱/۰۳/۱۳۸۱)

یأس‏ آفرینى عده‏ اى بى‏ هویت داخلى!

امروز عدّه‏ اى متأسفانه کارشان این شده است که مرتّب دشمن را بزرگ و خود را کوچک کنند، عظمت دشمن را به رخ همه بکشند و دائماً بگویند ما نمى‏توانیم! یعنى ما هم مثل خیلى از کشورها و دولتها باید برویم درهاضمه استکبار جهانى هضم شویم! این‏ها اشتباه مى ‏کنند؛ خودشان ضعیف و از درون پوکند – یا پوک بودند یا پوک شدند – لذّتهاى دنیا آن‏ها را پوک کرده است؛ دنیاطلبى آن‏ها را بى‏ارزش و بى‏ هویّت کرده است؛ بنابراین خیال مى ‏کنند همه مثل آن‏هایند. نخیر؛ این ملت توانا و امیدوار است؛ بى ‏خود دل ملت را نلرزانند و مرتب نگویند ما نمى‏ توانیم و قدرت حرکت نداریم.(۰۱/۰۳/۱۳۸۱)

روشن ‏بودن آینده در همه زمینه ها

من آینده را در همه ‏ى زمینه‏ ها روشن مى‏ بینم؛ بعضى‏ ها گاهى اوقات یک‏ چیزى یا پدیده ‏اى را مى ‏بینند که مثلًا برایشان پدیده نامطلوبى است، فوراً دلهایشان مأیوس مى‏ شود؛ بنده اصلًا این‏جورى نیستم. هر پدیده ‏اى ممکن است پدیده ‏هاى نامطلوبى هم یک گوشه ‏کنارى به‏ وجود بیاید؛ هست، همه‏ جا هست، زمان هاى گذشته هم بوده؛ زمان خود پیغمبر و امیرالمؤمنین(علیهم االسّلام) هم بوده، در این‏که تردیدى نیست، لکن جهت کلّى، حرکت کلّى، ان‏شاءالله حرکت خوبى است و من امیدوارم که خداى متعال کمک کند تا هم شما و هم ما بتوانیم ان‏شاءالله به وظایفمان عمل کنیم.(۲۵/۱۲/۱۳۹۴)

 

 

 

 

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب