پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۱۴:۴۵:۳۶ - پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
در مراسم چهلم سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی مطرح شد؛
حاج قاسم سلیمانی: میوه ای که رسید بایدآن را از درخت چید وگرنه قابل استفاده نیست
برادر شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: بعضی فرماندهان به سردار سلیمانی گفتند رفتن شما به عراق صلاح نیست؟حاج قاسم گفت: مگر غیر از این است؛ شهید می شوم، فرماندهان گفتند: رفتن شما زود است؛ مابه شما نیاز داریم، شما بمانید، حاج قاسم در جواب می گوید: میوه که رسید باید آن را از درخت چید؛ اگر روی درخت بماند این میوه قابل استفاده نیست و به زمین می افتد.

به گزارش “صبح رابر“؛ مراسم اربعین سپهبدشهید حاج قاسم سلیمانی با حضور برادر ارشد شهید، رئیس بنیادشهید و امور ایثارگران ، وجمع کثیری از همرزمان، همشهریان، خانواده شهدا و مردم شهید پرور رابر در حسینیه شهید احمد علی زرین کلاه برگزارشد.

حسین سلیمانی در این مراسم، ضمن تشکر از مردم و خاندان و فرزندان زرین کلاه که یک عمر خادم امام حسین(ع)اند گفت: خداوند توفیق دهد این راه و مسیر  زرین کلاه بزرگ  را ادامه دهند.

وی افزود: سردار حاج قاسم سلیمانی شما؛ حاج قاسم ایران اسلامی برای دنیای اسلام بود.

برادر ارشدشهید سلیمانی عنوان کرد: حاج قاسم؛ یک مجاهد بود، 40 سال مجاهدت کرد آن هم مجاهدتی که هیچ  خستگی در روحیه و کار و زندگی ایشان نبود،  شبانه روز در خدمت اسلام بود چه در هشت سال  دفاع مقدس، در استان کرمان و شهرستان های جنوبی امنیت را ایجاد کرد و در خارج کشور لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، افغانستان، بوسنی و هر جایی مبارزه ای در دنیا اسلام بود حضور سردار سلیمانی و نام سردار را آنجا شاهد بودیم.

وی با اشاره به نابسامانی های عراق گفت: سردار سلیمانی، همرزمانش و نیروهای مقاومت تنها کسانی بودند که به بساط داعش پایان دادند در سوریه و جنگ 33 روزه و همه جنگ هایی که در لبنان، فلسطین، یمن و هر جایی که مبارزاتی آنجا نام و حضور سردار سلیمانی  بود.

برادر شهید حاج حسین سلیمانی تصریح کرد: سردار سلیمانی یک عمر مجاهدت کرد 40سال مجاهدت چیز کمی نیست؛ نه به خاطر اینکه  برادرش هستم، من حتی در جنگ هیچ گاه به سراغ حاج قاسم نمی رفتم و در اجتماعات هم من در کنار حاج قاسم نبودم، ولی 40 سال مجاهدت کار ساده ای نیست تاریخ به خود ندیده کسی چهل سال شبانه روز مبارزه کند آن هم در کجا؟ و با چه دشمنانی؟.

وی افزود: حاج قاسم شیفته اسلام، امام، رهبری و مردم بود، ذوب شده در اینهابود به مردم عشق می وزرید و هیچ زمان حاج قاسم جناحی نبود.

برادر شهید سلیمانی گفت: بعضی وقت ها سؤالات زیادی می کردم به من می گفت: سؤالی که در آن غیبت نباشد، فکر و اهداف حاج قاسم چیز دیگری بود.

وی، با اشاره به آن زمانی که اوضاع  عراق بهم ریخته بودعنوان کرد: یک روز منزل بردارم زنگ زدم، دیدم حاج قاسم مریض است در منزل، گفتم؛ چه مشکلی برایتان پیش آمده، گفت: ترکشی در کمرم هست در مهره های کمرم قرار گرفته بعد از دو روز دیگر زنگ زدم دیدم حاج قاسم به عراق رفته؛ با آن مریضی که داشت، همان زمانی که آمریکایی ها و صهیونیست ها و خود عربستان با تمام توان می خواستند وضعیت عراق را به سمت سوی  یمن ببرند و همه طوایف را در مقابل همدیگر قرار دهند با رفتن سردار سلیمانی اوضاع عراق آرام شد این اثر گذاری ایشان را نشان می‌دهد.

برادر شهید حاج قاسم سلیمانی بااشاره به آخرین دورهمی خانوادگی بعد از بازگشت حاج قاسم به ایران و زیارت حضرت معصومه (س) گفت: در این دورهمی حاج قاسم آن روحیه قبلی را نداشت معمولا وقتی نوه ها دورش جمع می شدند آنها را روی پاهایش نوازش می کرد آن روز نوه هایش را تحویل نگرفت روحیه او جای دیگری بود.

وی با اشاره به آخرین سفرسردار سلیمانی به سوریه و جلسه 7 و نیم ساعته با فرماندهان نیروهای مقاومت گفت:  یک جلسه خیلی طولانی و بی سابقه فرماندهان مقاومت سؤال می‌کنندچه اتفاقی قرار پیش آید که هنوز صحبت دارید، سردار سلیمانی می گوید: شما آنچه را می گویم؛ بنویسید ودر پایان هم میگوید:  این برنامه پنج ساله شماست، همه تعجب می کنند چه اتفاقی قرار است پیش آید  که سردار چنین موارد را مطرح کرده است.

برادر شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: سردارسلیمانی  پیش بینی خیلی اتفاقات آینده را هم گوش زد می کرد.

وی افزود:  حاج قاسم در مسیر سوریه به  لبنان تسبیح  راننده ای که همیشه همراهش بوده را گرفت و با آن تا آنجا ذکرگفت با اینکه خود سردار تسبیح داشت وبعد تسبیح را برگرداند و به راننده گفت؛ این تسبیح را همیشه همراهت باشد و جلسه  سه چهار ساعته ای با سید حسن نصرالله داشت.

برادر شهید حاج حسین سلیمانی با اشاره به سفر اخیری که  دختر سردار سلیمانی به  لبنان داشت از سید حسن نصراله سؤال کرد بابام با شما چکار داشت،مطرح کرد: سید حسن نصرالله فرمود: حاج قاسم پیش من آمد، ازش پرسیدم برای چه  به اینجاآمده اید؟،  اتفاق یا واجب نبوده شما به  اینجا بیاید؛ گفت: من دلم برای شما تنگ شده آمده ام به شما سر بزنم؛ و  موقعی خواست برود  با دو دست خود به من دست داد و گفت: که شما هم در آینده به ما ملحق می شوید.

وی با اشاره به گفته های بعضی فرماندهان در بازگشت سردار سلیمانی از سوریه به عراق گفت:بعضی فرماندهان به سردار سلیمانی گفتند رفتن شما به عراق صلاح نیست؟حاج قاسم گفت مگر غیر از این است؛ شهید می شوم، فرماندهان گفتند: رفتن شما زود است؛ مابه شما نیاز داریم، شما بمانید، حاج قاسم در جواب می گوید: میوه که رسید باید آن را از درخت چید؛ اگر روی درخت بماند این میوه قابل استفاده نیست و به زمین می افتد، و بعد با انگشت به فرماندهان مقاومت  اشاره کرد و گفت :شما هم رسیده اید.

برادر شهید سلیمانی با اشاره به لحظه شهادت سپهبد سلیمانی به دستور ترامپ خاطرنشان کرد: سردار سلیمانی بارها از پروردگارخواست طوری شهید شود، بدنش تکه تکه شودهمان طور هم شد سردار سلیمانی؛ نه سر، نه دست و نه پا داشت.

وی با اشاره به دست سردار وداستان کربلای امام حسین(ع) گفت: خداوند روح همه شهداء و روح این شهید و شهدای همرزمش شهید ابومهدی و پور جعفری یار دیرینه حاج قاسم و سایر شهدای مقاومت را با شهدای کربلا محشور گرداند.

انتهای پیام /

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب