پایگاه اطلاع رسانی صبح رابر

۲۱:۰۰:۱۳ - سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
سه طلبه ی شهید روحانی رابرکه ماه تو لد و شهادتشان یکی است
یادی از سه طلبه ی شهید روحانی شهرستان رابر به نام های شهید علی یوسفی، شهید جمشید (صالح ) شمس الدینی و شهید خدابخش مطلق نژاد که ولادتشان در مردادماه و عروجشان در دیماه ۶۵ است.

به گزارش “صبح رابر”؛ در آستانه برگزاری کنگره شهدای روحانی استان کرمان به گزیده ای از زندگی نامه سه شهید روحانی در شهرستان رابر اشاره می کنیم .

استان کرمان ۱۳۸ شهید روحانی تقدیم انقلاب اسلامی کرده است، که از این شهداء ۴ شهید از شهرستان رابر به نام های شهید علی یوسفی از شهدای رابر ، شهید جمشید (صالح ) شمس الدینی از شهدای گنجان ، شهید عباس علیدادی سلیمانی از شهدای سرمشک و شهید خدابخش مطلق نژاد از شهدای سیه بنوئیه  می باشد و به دلیل اقامت خانواده شهید مطلق نژاد در کرمان  وخانواده شهید علیدادی سلیمانی در  کهنوج این دو شهید بزرگوار از شهدای آن شهرستانها محسوب شدند.

۰۰۱-۱۹۰۴

گزیده ای از زندگینامه شهید صالح (جمشید ) شمس الدینی:

شهید صالح (جمشید ) شمس الدینی در مرداد ماه سال ۱۳۴۸ دیده به جهان گشود پدرش حاج رضا و مادرش کبری بود. پدرش حاج رضا از مردان  متدین و پرهیزگاربود که در سال ۱۳۸۹ از دنیا رفت .

صالح در سال ۱۳۵۴ وارد دبستان عشایری شد در سال ۱۳۵۹ جهت ادامه تحصیلات دوره  راهنمایی به شهر بافت عزیمت کرد ، با پایان  تحصیلات راهنمایی جهت ، فراگیری علوم و معارف اسلامی وارد حوزه  علمیه سجادیه بافت  شد وهمزمان در دانشسرای تربیت معلم  جیرفت  نیز مشغول تحصیل شد.

وی با شروع جنگ تحمیلی عازم  جبهه ها شد و  در گردان تبلیغات لشکر ۴۱ ثارالله  مشغول خدمت  گردید  و سرانجام  در صبحگاه نوزدهم  دیماه سال ۱۳۶۵ در عملیات ظفرمند کربلای ۵ به درجه رفیع  شهادت  نائل آمد  و پیکرمطهرش در روستای نمونه و شهید پرور گنجان زیارتگاه اراتمندان  و رهروان شهداست  .

فرازی از وصیت نامه شهید: بارالها! اینک که چند سطر را به عنوان وصیت نامه می نویسم هیچ آرزویی از درگاهت ندارم و تمامی وجودم را در راه هدف مقدس الهیت  سپردم .

معبودا! تو را به درگاه مهربانیت قسم می دهم که  از سر تقصیرات این  عاصی بگذری و بنده ای که همیشه در امواج پرشتاب نفس و خودپرستی غوطه می خورد هم اکنون با عنایت خودت به مکانی پاک از شرک و ریا و دورنگی آمده ام و از نعمت بزرگ با شهیدان و دیگر رزمندگان بودن توانسته ام این دریا را بیابیم و فریاد برآورم که  الهی العفو…

images (2)

گزیده ای از زندگینامه شهید علی یوسفی :

شهید علی یوسفی ۲۲ مرداد ۱۳۴۸، در خانواده زحمت کش و مذهبی شهرستان رابر زاده‌شد. پدرش عباس ومادرش ساره نام داشت. وی پیش از انقلاب خیلی علاقه به امام داشت و بعد از انقلاب در ارگان های سپاه و بسیج شرکت می کرد . دوره راهنمایی را در مدرسه بهشتی رابر به پایان رسانید و بعد از آن به حوزه علمیه «سجادیه» بافت نزد استاد خود حجت الااسلام حسن زاده رفت . بعد از یکی دو ماه که درس خواند جنگ را مقدم بر درس دانست . اما به خاطر سن کمش امکان پذیر نبود که به جبهه بروند. به همین خاطر شناسنامه اش را دست کاری کرد که او را به جبهه ببرند در دوسالی که آن جا بود یک بار به جبهه رفت و در عملیات خیبر شرکت کرد . بعد از آن جهت ادامه تحصیلات خود به قم رفت و مشغول به تحصیل شد .

شهید علی یوسفی احترام خاصی به پدر و مادر خود داشت و اهل مطالعه و درس خواندن بود در کلاس احکام و عقیدتی که برگزار می شد شرکت می کرد، به نماز جماعت خیلی اهمیت می داد وبه دعای کمیل و توسل خیلی معتقد بود حتی در آن زمان هم  که به سن تکلیف نرسیده بود نماز شب می خواند .

علی از نیروهایی بود که قبل از عملیات او را با تلفن خبر می کردند و ایشان خودشان را از قم به منطقه عملیاتی می رساند . تا این که سر انجام در عملیات کربلای ۵ روز ۲۰دی ۶۵ در منطقه شلمچه به عنوان پیک گردان ۳۲۱ علی بن ابی طالب (ع) لشکر ۴۱ ثارالله در کانال ماهی به درجه شهادت نائل آمد اما پیکر وی مدت‌ها در منطقه برجا ماند و بعد ازگذشت  ۹ ماه و ۱۶ روز درمهرماه سال ۶۵ به شهرش رابر برگردانده شد و در گلزار شهدا به خاک سپرده شد .

شهید طلبه علی یوسفی ، سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی مدت‌ها در منطقه برجا ماند وپس‌ از تفحص‌ سال ۱۳۶۶، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید علی یوسفی :

وی در بخشی از وصیت نامه خود آورده است: به درستی نمازم و زنده ماندنم برای خدای سبحان است این در واقع نهایت اخلاص را می رساند .

عقل عملی دارای شئون و آثاری مثل اراده و اخلاص است . در این عقل همان نوری است که وسیله شناخت و پرسش خدا در نهایت بهشتی شدن انسان می شود .

هرگاه این نور بدون هیچ مانعی و خسوفی تابش داشت ، حالت ایمان و اخلاص ایجاد می شود و هرگاه این عقل به سبب پیروزی از هوای نفس ، مکسوف و پوشیده شد ، حالت کند وریا پیدا می شود.

پس مخلص عقل است و کسی که عقل نیست ،مخلص نخواهد بود ؛ در نتیجه ریا می کند چنان که عاقل ، ریا کننده نیست و ریاکار عاقل نخواهد بود .

از پیامبر معنای اخلاص را پرسیدم حضرت فرمود : من از جبرئیل و او از خدا سوال کرد ، خدای سبحان فرمود : اخلاص سری است که در دل محبوب خود قرار می دهم .

بنده سالک وقتی دوست دار خدای سبحان شد ، تابع و پیرو چیزی است که بر زبان دوست وحبیب خدا نازل شود وآن کسی نیست جز وجود اقدس رسول اکرم «ص» پیروی او سبب محبوبیت خدای تعالی می شود . آری پیروی از محبوب ، محبوبیت می آورد ، چنان که خدای سبحان می فرماید : قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله   آل عمران / ۳۱

پس اخلاص که اساس در نیت است . حکمتی ملکوتی دارد که کسی جز محبوب خدا به آن نمی رسد ، وکسی را خدا دوست ندارد ، مگر آن که نوافل و فرائض را انجام دهد .

بدین ترتیب اخلاص داشتن یعنی انسانی که دارای هوای نفسانی است و می تواند غیر خدا را در دل جای دهد ، ولیکن فقط وفقط خدا را در نظر داشته باشد ، و دینش را برای خدا پاک و خالص می گرداند و کلیه اعمالش را به خاطر رضای خدا و نزدیکی به او انجام دهد .

اخلاص ، معیار ارزش عبادت ، مقامی از مقامات مقربان الهی و هدف دین است . هرکس آن را یافت ، موهبتی الهی نصیبش گشته که به وسیله آن به مقامات بزرگی خواهد رسید .

خدابخس-مطلق-نژاد

گزیده ای از زندگی شهید خدابخش مطلق نژاد
خداوند متعال در اولین روز مرداد ماه سال ۱۳۴۹فرزندی نیکو در سیاه چادری ساده وبی آلایش به پدر و مادری سرشار از عشق و به محبت به اسلام و اهل بیت علیهم السلام بخشید پدرش نام او را خدابخش نهاد. شالوده تربیتی وی در نزد پدر و مادر شکل گرفت، در سن پنج سالگی تجربه ی دوری از خانواده را با فراگیری علوم قرآنی در مکتب خانه ای در روستای گنجان آغاز کرد.دوران ابتدایی و اول راهنمایی را در روستای سیه بنوئیه سپری و سپس برای فراگیری معارف دینی به مدت دو سال در حوزه علمیه شهر بافت مشغول تحصیل شدو ازهمان جا تلاش خود را برای اعزام به جبهه آغاز نمود ولی به دلیل سن پایین وی را اعزام ننمودند. سرانجام شهید بزرگوار در سال ۱۳۶۴ توانست به عنوان طلبه بسیجی به ندای روح خدا و نایب امام زمان(عج) لبیک گوید و به دفاع از کشور و نظام جمهوری اسلامی پردازد. از خصوصیات بارز اخلاقی شهید بزرگوارمی توان به تقوی و عمل به دستورات الهی، اهتمام و توجه کامل به نماز، اخلاص و دوری از ریا در امور، تلاش و فعالیت مستمر و مفید و استفاد ه از اوقات فراغت، حتی با بافندگی، سعی و تلاش در هدایت ،راهنمایی و ارشاد دیگران و قرائت قرآن ،دعا و توسل به اهل بیت علیهم السلام و زیارت آنان اشاره کرد

تقریبِاُ شانزده ساله بود که در عملیات کربلای ۵ ، گردان ضد زره از لشکر ۴۱ ثارالله شرکت داشت که خداوند متعال آنچه را که به این خانواده بخشیده بود در تاریخ ۳۰/۱۰/۶۵ به شهادت رسید . روحش شاد و یادش گرامی باد.

خاطره ای از  شهید خدابخش مطلق نژاد

شهید بزرگوار برای دومین مر حله عازم جبهه بودند. شب قبل از حرکت نزد من آمدند. با او از جبهه ومحل خدمتش صحبت کردیم.صبح روز حرکت نگاه من به اورکت بلندی که پوشیده بود افتاد به او گفتم با این جثه کوچک (تقریبا ۱۵سال سن داشت )حمل آن برای شما سخت است واورکت خود رابه او دادم تا بپوشد ایشان امتناع کردند وگفتند این سهمیه من است وآن را می پوشم واز طرفی محل مأموریت شما بسیار سرد است و بیشتر نیازتان می شود . من یک جمله از قول حضرت امام خمینی (ره)به ایشان گفتم: (عزیزان من از فرمانده خود اطاعت کنید )ایشان دست بر چشم گذاشته وگفتند بروی چشم .

فرازی از وصیت نامه شهید خدابخش مطلق نژاد  

به خانواده خود سفارش می کنم که هر چقدر می توانند به دستور اسلام گردن نهند. خداوند همیشه یار و یاور شماها می باشد. همشهریان عزیز، دوستان گرامی و خویشان مهربانم را به تقوی و پرهیز کاری سفارش می کنم. و نیز ای مردم شهید پرور از شما می خواهم هر قدمی که بر می دارید فقط برای خدا باشد و نماز را که ستون دین ما است،  به پا دارید.  مبادا خدای نکرده از این امر واجب سر پیچی کنید.

اگر خدا شردشمن راازما دفع کرد وپیروز شدیم این نعمت خداست انشاءالله که پیروزیم و خدا ما را از قدیم مشمول نعمت خود قرارر داده است.  و اگر سرنوشت حتمی در این سفر پیش آمدو کشته شدیم به کامیابی شهادت رسیده ایم.(امام حسین علیه السلام ).

مادرجان گریه مکن، خوشحال باش و بخند، زیرا در راه هدف مقدسی گام برداشته و جان باخته ام ، مادرجان حال وقت آن رسیده که رسالت زینب وارخود را نشان دهی. و وصیت من به شمابرادران عزیزم این است که اگر شهادت نصیب من شد،  سنگر من را خالی نگذارید.

خواهرانم شما هم مراعفو کنید،  زیرا من با غم و اندوه از این دنیا نرفتم بلکه با شادی و خوشحالی به استقبال شهادت رفتم و این سعادت نصیبم شد.

انتهای پیام /

  1. ناشناس   اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۵  

    شهدا شرمنده ایم

سجام