به گزارش ” صبح رابر“؛ می خواهم از شهدایی بگویم که با خونشان درخت خشکیده اسلام را آبیاری کردند شهدای گمنام ستارگان درخشانی هستند که مظلومانه در غربتی ۳۰ ساله مانده و گاه‌به‌گاه که پیکر مطهر آن‌ها شناسایی و به وطن برمی‌گردند غریب‌تر می‌شوند؛ غربتی که گاه به دو سال درازا می‌کشد.

بارها این جمله پرمعنا و ماندگار امام خمینی(ره) را  که «شهدای گمنام امامزادگان عشق‌اند و مزارشان تا ابد زیارتگاه اهل یقین است» شنیده‌ایم اما حقیقت این است که نتوانستیم کوچک ترین حق شهدا که داشتن یادمان و مزاری مناسب است را ادا کنیم و به واقع باید گفت:«شهدا شرمنده ایم». در وسط یک بخش سرسبز با درخت های بسیار زیبا مقبره گنبدی شکل که رنگ طلایی آن چشم آدم را می بست مزار دو لاله به چشم می خورد.

وقتی که به سمت این قبور می آیی٬ سربلندی وجود شهیدان آنجا را فرا گرفته بود و اما در صورتی که بخواهم این قبور را برایتان روایت کنم در داخل یک گودالی دو قبر کهنه و ترک خورده دیده می شود با این حال که این شهیدان گمنام به خاطر ما از جان، مال، زندگی، خانواده و همه چیز خود گذشتند اما حال ما برای این دو شهید گلگون کفن چکار کرده ایم. شهدای گمنامی که پدران و مادرانشان هنوز چشم به راهشان هستند .

به دو سال گذشته برمی گردیم که مردم و مسئولین برای آمدن این دو لاله گمنام در هنزا پر پر می زدند حال بی اهمیتی غوغا کرده است. مردم و مسئولین هنزا این دولاله گمنام را به دست فراموشی سپرده اند .

باید این نکته را توجه داشت که هنزا در سال؛ حدود هفت ماه را با سردی و برودت هوا سپری می‌کند و قرارگیری این مزار در مرتفع‌ترین نقطه شهر و شروع فصل سرما حکایتی غمناک تر از وضعیت فعلی که ذکر آن قابل بیان نیست به بار می آورد. کاش پیش از موافقت با خاک‌سپاری شهدای گمنام در هنزا تعهد لازم از مسئولین مربوطه برای ساخت یادمان گرفته می‌شد.

علی ای حال همت مسؤولین زیربط را می‌طلبد تا بیش از این شرمنده شهدا نشده و یادمانی درخور شأن این گمنامان ساخته شود. نباید فراموش کرد که دیروز شهدای گمنام همه‌چیز حتی نام و نشان خود را درراه دفاع از اسلام، انقلاب و میهن فدا کردند، اما غفلت و کوتاهی در ساخت یادمان بر مزارشان موجب شده است تا امروز غریب‌تر از قبل شوند و باید شرمنده آن‌ها بود که سهم آن‌ها بازهم غربت و تنهایی و مظلومیت است.

انتهای پیام/

این خبر را به اشتراک بگذارید :